سَــــ ـــمــ ـفُو نی اِســـتِفــ ـ ــراغــ
Girl,You will be a woman soon
همچین ریدنم میگیره از این زندگی انگلی که دُرس کردم ! یه سیگار روشن کن حالا تا بهت بگم ! اصن دسم نمیاد این وبلاگ و وا کنم ! حالا انی وی ! کاره این 2 هفته شده سیگار کشیدن و مشروب خوردن ! چی کا کنم؟ بشینم با تخمم یه قل دو قل ؟ نمشه که ! ندارم که ! حالا صب از خواب پاشدم یه فیلم دیدم بعد داشتم فک میکردم یکی پیدا شه بیاد دس ما رو بگیره ببره سر خونه زندگی مونو اینا ! حالا پیدا نشم به میان گاه نداشتم ! LOL... چقد بی صاحاب گرمه ! پختم آقا وا حیرتا !! یکی بیاد به من بگه زن ِ حامله 6 ماهه شیکمش گنده شده یا نه ؟؟ پدسگ 2 هفته پیش با ماما جان رفتم دکتر زنان !! به من میگه سکس داشنی؟ اخه پتی خانوم به قیافه من میخوره پاک دامن باشم؟ خلاصه ازم ازمایش گرفت گفت اگه حامله باشی 2 هفته دیگه معلوم میشه !! خو؟ بعد منو برد سونوگرافی هی کلی با این دسگاهه الاق صحبت کردم بچه مچه دبدب جان ننت زیر سیبیلی رد کن بره! بعد من الان 4 ماهه آمریکام به پسر به من نگفته حالت چطوره ! تو سونو هیچی نبود حالا پنشنبه باید برم جواب آزمایش !! یکی بگه تو 6 ماهگی شیکم آدم میاد بالا آره ؟؟ من حامله نباشم ؟؟ وایی چی بگم آخه؟ حسم نمیاد !! آخه من چه کس خل تفلکی ای ام هاا !!! آخه من که جنبه ندارم گه میخورم .. شیت !! گاااااااااااااااد پلیز یه بی اف ِ آمایزینگ عطا کن برم کونِ این امیرر و ممرضا و پینو کیو رو بسوزونم ×× خداااااااا پلیز !!!! با خودمم تیک ایت ایزی !!! bishinid saresh baba , sizdabedar sikhi chand? hal nadaram farsi benevisam :p alanam khone khabidam !!!! رفقا !! عرض کنم که هر کدوم دارین لینک پیج فیس بوک بدین زیارتتون کنیم !! هرکی ام داره و چس کلاس میزاره نمیده کونه لقش !! آقا کیر نکنین خودتونو !! عشق و رابطه و اینا یه چی مثه تنبونه !! باید روزی سه چار وعده عوضش کرد !! حالا از من گفتن بود !! آمریکا ام خوبه سلام مبرسونه !! مادر و خواهر این پرشین بلاگ و گذاشتم !1 که من این همه مدت هر چی مینوشتم نمی اومد ! خوب؟ حسِ اون احمقی و دارم که میخواد میخو بکنه تو پیشونیش! الان ولم کنن یه میخ میکنم تو پیشونیم. هرکی ام بخواد جلومو بگیره میخ و میکنم تو کونه خودش! بی ادبم اون پدرِ پدر سوختته عوضی ! نمیفهمه دیگه اون ... کی؟ لنگ دراز ! آره ! دی وس واژه زیباییه !! الان ررا میرم هر کی و میبینم میگم دیوس! حالا تو بگو بی تربیت! منم میگم باباته فقط باهام حرف بزن ! فقط بگو! بگو که میفهمی وقتی باهات قهر میکنم وقتی ساکتم و بغض میکنم وقتی هیچی نمیگم و خفه خونمم میشنوی تشویشِ بی صدامو!! میفهمی که دارم با سکوتم خودمو میکشم! مامان الان که باهات قهر کردم رفتم و توی برف نشستم، وقتی که اومدی و پشتِ شیشه دی دی که حتی نگات نمیکنم بدون بغض داشت خفه ام میکرد! مامان میدونم که هیچ وقت نمیای و نمیخونی اینجارو ! ماما پری تو یه دیوونه تخسِ احمقِ ! فقط باهام حرف بزن دوباره! چون پری عاشقته ! نمیخواد هیچ وقت ناراحتت کنه! ولی چه کنم! دستِ خودم نیس! ماما بیا تو اطاقم .خواهش میکنم بیا شب پتومو بکش!! ده روزه که دیدمت بعد از دو سال ها!! خیلی استرس دارم !! باید بشینم تو یه کلاسی که همشون خارجکین و زبون نفهم!! خو بابا زبونِ منو نمیفهمن دیگه! گاگولا! ای بابا اینجا یه چوسه برف میاد دوباره قطع میشه! امروزم که قراره بارونِ یخ بیاد آیس رِین !! جاتون خالی اینجا به این آمریکایی ا فشِ ایرانی میدم میگم ننتو با خواهرت و جفتشونو کردم ! بعد یارو بهم لبخند میزنه رد میشه !! یا مثلا یکی داره غذا میخوره بهش میگم اَن بخوری :)) !! جانِ بچه دومیم خیلی حال میده ! با اجازه رفقا یه سرما خوردم اساسی!! آب دماغ آویزون !! یه وضیه.. بیا و تموشا کن !! با با اینجا پسراش همه سرشون تو کونشونه !! به جونه خودم !! ینی الان من لخته مادری برم بیرون هیشکی نگام نمیکنه خوب؟؟ خوش به حاله بابا لنگ درازم !! بعد دیگه پسراش همه از دم کونی ینی بگم الان نگات نمیکنن ، ولی کافیه ببینی تو خونه ها با دخی ا چه میکنن !! خلاصه که الان از ١٢ ساله مادر هست تا ٨٠ ساله !! همه یکی یه طوله پس انداختن !! من نمیدونما، این بلادِ کفریا حالشون بد نمیشه میرن دسشویی اینجا؟؟ اَه اَه ..من که اینجا تو خونه برداشتم یه آبپاش جای آفتابه خریدم ! بابا گندتون بزنه...تازه برگشتم بهشونم گفتم میگن واااااااااااااااااای شما مگه خودتونم میشوررین آخه بگو چندش آدم گه و با دسمال پاک کنه بدتره یا با آب بشوره؟؟ میگم چرا همش بویه گه میدن ان خارجیا همینه به خدااااااااااااا ! :دی جیگرِ همتونو پرپر جونم پرستو..کیوین جون ، نرگسی و بقیه :) اووووووووووپس پسر من رسیدم با اعمالِ شاقققققه !!! پیرم درومد تا رسیدم اینجا...واه واه واه....از دوبی به نیو یورک از نیو یورکم اینجا !! هوا ام که یخ بندوون !! سگ لرزه اس که آدم میزنه هاا !!! احوالِ رفقای خودم نرگسی ، پرستو کوین جون !!ایشالا خوبین؟ خوب به امیدِ خدا !! بچه هااااااااااااااااا !×!! فک کنم فعلا" دیگه نتونم بیام !! دارم میرم دیگه ! جمعه پرواز دارم !! ایشالا هر وقت رسیدم از آمریکا واستون پست میذارم !! دلم واسه همتون تنگ میشه !! اگه رسیدم واستون پست میذارم قبلّ رفتنم. ولی اگه نرسیدم ایشالا از یونایتد واستون بای بای میکنم :*:* دوستون دارم ! مخصوصا" تو بابا لنگ دراز!! بووووووووووووووووووووس همه تونو فعلااااااااا شانس گاییده به من میگن! شما فِ کن جمعه بخوای بری ، کلی ساعت تو هواپیما باشی( حدودِ 22 ساعت) بعد دو روز قبلش پری وُد شی!! اوووووق بع انقدم اضافه بار داشته باشی که نتونی دیگه به نوار بهداشتی با خودت ببری! بد من میگم شانس گاییدم بگین نه! خوب؟ با آنا رفتن بیرون عوابقی در پی داره جبران نا پذیر! مسعلا تو با آنا که بخوای از خیابون رد بشی 60 70 تا ماشین که توش پسرِ میان جلوی جلوی پات! بد یوهو میزنن رو ترمز زهره ات آب شه!! ای آنا خدا بگم خفت نکنه ای نمیدونم دردم چیه ! گناهی که کردم چیه!! نمیدونم اینی که داره میکوبه تو قلبم چیه! هر چی هست دیگه داره میکشتم به جونِ تو ، فک میکنم بمیرم بدونِ تو!! بابا لنگ جون بیا و برگرد بالا غیرتا باز من نیام تو ضایم کنی!! هی بگی گم شو و فلان و اینا! وقتی نمیری به من حتا یه سری خوب مشخصه که اون موقع با 100 تا دختری! هر کی هر حرفی که دلش میخاس پشتم زد! وختی دی دم تو باور میکنی ،خ وشکم زد! دوستی شده بود دعوا و فش یه سره گفتی میخوای بری گفتم بورو خوش بگذره! فک کن! تو باشی و من و دو تا صندلی! تو یه کی از این اتاقایی که واسه بازجویی هس؟ هی این لامپ بالا سرتو تـــِ کون میدن و ازت باز جویی میکنن! حالا من بازجو ! تو متهم! بگو که چه حالی داد عذاب دادن؟ نه خداییش چی فک میکردی با خودت؟ منو نگا کن!1111 تو چشام نگا کن بگو دوسم داشتی !! ولی دوس داشتنت یوزپلنگی بود! آره!! دارم فک میکنم چه کنم الان مسج بدم؟ یا ندم ؟ رفتم اونور بگم من اومدم؟ یا نه موقع رفتن تو سالن ترانزیتِ فرودگا؟ خودمونیم خوب کس خل کرده این لنگ دراز منو ها!! نه؟ زندگیه من خلاصه شد تو بودنِ تو نفس! یادته گفتم تو نفسی؟ نفس تا میاد زنده ام!!! وقتی بره و دیگه نیاد میشم یه مرده متحرک!! من تورو ندارم!! کاش میفهمیدی که این قهر کردنام واسه چی بود!! بابا لنگ درازِ من!! عاشقتم! از قصد املای بعضی حرفارو غلط مینویسم گیر ندین دراری برینی به این ملتِ کیری ! بی ادبم اون عمه خرسِ چاقِ خودته! رفتم دندون پزشکی با اجازتون نصفِ صورتم سِررِ ینی صورتم کج نشه خیلیه! واسه همسن اصابم که خورد بود یه موضو دیگه ام پیش اومد خوردتر ترم شد! ملت و باید جر بدی فقط همین !! حالا خوبه کارش گیره بهم اینجوری خودشو از کونه فیل افتاده میبینه! به اسبِ زورو که اینجوری شد اصن !! من اصن اصاب ندارم !! خوابمم میاد الان یه ذره دیگه بشینم باید شلواراتونو درارین!! میخوام پاچه هارو بگیرم! شیییییییییییییییییییت جونم واستون اعلام کنه که ، بابا لنگ دراز کلا مده لش با بقیه پسرا فرق داره ! ینی الان من بهش مسج بدم بادِ فهش و کتک و لگد و اینا میگیره مارو! ینی اصاب مصاب نداره! بد الان من بهش مسج بدم دور ورمیداره! آخه آخرِ دعوا بهش گفتم ببین کِی پشیمون بر میگردی! دیگه داریم به لحظات ملکوتی و عرفانیه رفتنِ من نزدیک میشویم و من جمعه شد انشالا اگه سربازای گمنامِ امام زمان رخصت بدن میپریم میریم!البته یه هفته واسه ویزام دوبی میمونم بعد میپرم واشینگتون دیسکرکت کُلُمبیا!! (washington ,DC) بعد انشالا بعد یه هفته که از دوبی رفع زحمت کردم و در آمریکا جلوس کردم آپ میکنم و اینا! صلوات! الهم صلِ علا مهمد و آلِ مهمد! خانم پـــری ســـآ سلام این یه نظری بود که توجهم و به خودش جلب کرد !! خوب من که میدونین هیچی و به هیچ جام حساب نمیکنم در کل ولی خوب اینی که الان میگم کلی میگم چن بار دیگه ام گفتم!! اینجا مالِ منه ! مدلِ حرف زدنِ من اینجا اینه !! تو جایی که واسه خودمه اهمیت نمیدم که بخواد جذابیتم کم شه یا حالا هرچی! اصلا" واسم مهم نیست که تو جایی که به عنوانِ دفتر خاطرات ازش استفاده میکنم کسی بیاد بهم بگه تو کثافتی ، هرزه ای و اینا ! خیلی ا به خاطرِ این میان چرت و پرتامو میخونن چون راحت حرف میزنم ! اگه ام کسی ناراحت میشه من مسئول عواقبِ ناراحتیش نیستم ، میتونه سریع بپیچه بره وقتِ گران مایه اشو اینجا صرف نکنه! میاد ؟ نمیاد؟ نمیاد؟ خوب نیاد! اگه میاد با چی میاد؟ الان اگه بگن میتونین از زندگی انصراف بدین من اولین نفرم! دلم واسه بابا لنگ درازِ پاییزیه آبانیه خودم تنگ شده! دلم میخواد برم بدم!! ای خر ِ منحرف! مسج و میگم! به بااباا لنگم مسج بدم بگم ! بگم بابا توام این تخس بودنت گایید مارو! اه بس کن دیگه!! اوضا احوالِ عشخی، پشخی، روحی ،جسمی،جنسی، هوایی،زمینی،اقیانوسی ، قاره ای همش خوبه! دارم چیز میگم دیگه! آها تا یادم نرفته امروز ایـــــــــــــــــــــــــــن قدِ آلوچه خوردم تازه رسیدم خونه !! یه دسکاریایی رو ضاهرم کردم کلی قیافم عوض شد !!! وای اگه بابا لنگ بفهمه احتمالا شاید بگه هه !! آخرین ورژنِ هیجانش هه!! خیلی ام تعجب کنه عجب ! دارم فک میکنم من آدمِ چپ و چوله ایم که به غیر بابا لنگ با هیچ احدِ دیگه ای نمیتونم باشم !! ولی باور کن اگه هرکی مجبورم کنه بدونِ بابا لنگ دراز باشم بیچاره میشه !! کم کم داریم نزدیک میشیم به 18 امِ دی یا همون 8 جان ویه !! اوووپس پسر دلم واسش تنگ میشه !! خعلی دارم فک میکنم من جمعه هفته دیگه دارم میرم خوب؟؟ بعد چه همه آدم داره میاد بدرقه من فرودگاه میخوان تازه خون گریه کنن از دوری من !! منم قرار شد اگه گریه ام نیومد بشینمک وسط زمینِ فرودگا امام خودمو چنگ بندازم تا اشکم بیاد ملتی که اومدن بدرقه ام ضایع نشن !! گذاشتم روزی که میخوام برم به یایا لنگم بگم عاشختم :( بعد امیدوارم باهام آشتی کنه :( ملت بگین من گریه ام نیومد تو فرودگا باید چی کا کنم؟؟این همه آدم میخوان بیان من گریه نکنم که خیلی ریده اس :دی هیچی منو به اندازه یه هات چاکلت شاد نکرد امروز منو ! از صبح...ی لیوان چایی الانم که اومدم خونه یه فنجون هات چاکلتِ غلیظ !! میلم به غذا نمیکشید!! منتظرِ بابا لنگ درازم حتما بیاد قاشق قاشق غذا فرو کنه تو حلقم! هه !! زهی خیالِ باطل ! جا داره بگم .بیشین بینیم بابا به انظمامِ یه عدد بیلاخ! :-q بچه هــــ ـــآ ...میدونم! من دختر خیلی اوقی شدم !! چن وقته همش میام این جا مصیبت نامه مینویسم میرم! همتون به من لطف دارین:( که بازم منو ول نکردین و میاین چرت ا مو میخونین! فقط واسم دعا کنین دلم واسه بابام تنگ شده ... فقـــــــط واســـ م دعا کنین همه این کارا جوابِ گه بازیای خودش بود ! خودش بهم گفت میخوام از شرت راحت شم ! خودش میدونس پری عاشقشه ! پری میخواد دنیاش نباشه ! ماها عشقمونو رو گه پی ریزی کردیم! عشقی ام که با گه بره بالا آخر عاقبتش همین میشه! کاری به نقد کردنای توی نظر خصوصیا ندارم! فقط اینو میدونم من جز بابا لنگ دراز تا همین لحظه هیچ عشقِ دیگه ای نداشتم! خودش خوب میدونست! کدو حلوایی از اون بیشتر درک میکرد وقتی بهش میگفتم عاشقتم! میدونستم دارم رو عشقِ یکی دیگه سرمایه گذاری میکنم! بابا لنگ مالِ من نیست ! حالا هر چی ام من زر بزنم و گریه کنم! میدونم که دیگه بر نمیگرده! خدافظ بابا لنگ درازِ من!!!!! پری تا آخرِ دنیا مالِ توِ ِِ !! چه تو بخوای چه نخوای !! وعضم خیلی خرابه بچه ها !! خیلی !! دیدنیا دیده شد ! فرضیه ها ساخته شد ! الانم نتیجه گیری شد که: پری و بابا لنگ دراز اشتباهی بودن ! ینی از اولم نباید این نحسی میومد بینمون ! اصن نباید ما مالِ هم میشدیم ! اصن تو که مالِ یکی دیگه بودی گه خوردی اومدی به من گفتی مالِ من باش خوب؟ زیزیگولو بهم گفته بود پری تا وقتی که لنگ دراز عاشقِ (بهار)ه تو بورو بشین کشکِتو بساب! منم که بابا لنگ گفته بود به حرفای اینو اون گوش نده گفتم کس نگو! ولی وقتی دیدم لنگ دراز و با آرشیوایی که زیزیگولو ازش بهم داد دیگه مطمئن شدم که باید همینجا از تو فکرم پرتش کنم بیرون! خوب حقم داره منم تا وقتی عاشقِ یکی باشم بعد اون یکی بیاد خودشو واسم جر بده نگاشم نمیکنم! بابا لنگ از دیدن این که من دارم به خاطرش خودمو جر میدم لذت میبرد! از اینکه میدید یکی عاشقشه و خودش داره بازیش میده احساسِ بزرگی میکرد ! لنگ دراز با دستای خودش منو کشت !! با دستایی که یه موقعی دستامو میگرفت ، با همونا پری و کشت و له کرد فاحشگی های خودم و دارم جم میکنم! احساساتم پریود شده ! صدای نفس نفس زدنام زیر کثافتی که رومه بلند شده ! میخوام عشقت و بگا بدم لنگ دراز! میخوام که بفهمی من اون فاحشه ای که تو تو افکارت از من ساختی نبودم ! من دنبالِ یه عشقِ باکره میگشتم ! عشقِ تو یه جنــــ ده خیابونی بود ! هر کس از را میرسید یه حال بهش میدادی و.... کجاس؟ کجا بگردم و پیدا کنم اون عشقِ باکره خودمو که فقط خودم اجازه داشتم بهش دست بزنم؟ تو ؟؟ نه تو نیستی ! تو یه فاحشه ای !! فاحـــــش ـــه شهر من ! لنگ درازی که من فقط گذاشته بودمش رو خودم ! مثِ مترسکی که از چوبِ و میزارنش سرِ جالیز ! تا لاشخورا نیان سر وقتش! اسمت و داشتم واسه خودم تا کسی نتونه بیاد سر وقتم ! هه خالهزنکهای مجازی ... نتیجهی عشقهای پوسیدهی صاحبان بیجنبه ... ایرانی بازی به سبک افتضاح ... جای "من" و "خدا" و "افکارم" دیگر اینجا نیست ... خداحافظ دنیای کودکی.. این جمله رو با تمامِ وجودم اینجا میذارم !" خاله زنک های مجازی" اون دختر اوقی ان که تا هی پسر عکس آپ میکنه میدوَن که واسش غش و ضعف برن که پره به پشمِ کونشون حسابش کنه ! " عشق های پوسیده صاحبان بی جنبه " همون بچه کونی ان که تو فیس بوک کس و کونِ شونو به هم میزنن و میخوان به عالم و آدم بگن ما خیلی توپیم و الفاضی مثِ: عجقم و ناناسم و فدات بجم و از این کش و شعر ها خوراکِ محفلاشونِ ! " ایرانی بازی به سبک افتضاح " همون آدمایی که عکس از همه سوراخ ها و اضافه های بدنشون میندازن تو هر سایتی واسه جلبِ توجه که یه پسر یا دختر بیاد اددشون کنه! لنگ دراز قاطی همین آدما شده ! همین کاراشه آدم و زده میکنه! لنگ دراز جو ، هر روز بهتر از دیروز عینه صاایران! عکساتو بذار تا کس لیسا و خایه مالات بیان واست غش کنن! یه مرضِ جدید اومده که هی کرمت میگیره عکساتو تو فیس بوک آپ کنی! جالبِ این مرض وقتی خیلی اوت میکنه که میخوای کون و کپلِ طرفِ مقابلتو بسوزونی خوب منم که ٢ ٣ هفته پیش گفتم بابا من دیگه کاری به کارای تو ندارم! هر چقدر کرمت دستور داد شما عکساتو آپ کن! والا! بعد ملتم اومدن غش، ضعف، ضرف، دل مالش، دل ضعفه! خارش هر چی کردن واسه عکستم به خودِ جنابِ بلند پا جان ربط داره ولا غیر! بعد اگه من پس فردا رفتم فرت و فرت عکس انداختم در خارجه و رازت وزارت آپ کردم دل ناراحتی مشغولی نا مشغولی، عصبانیت نداشته باشی ها! زت زیات آقا هی حالا من میام به این بابا لنگ هی آوانس میدم، هی واسه من میزنه --هه-- آی اون خرتناقم سوزش می افته آخ! هی میگه نه ، تو ال تو بل! همشم انگار من دس کردم تو کونه لونه زنبور که همش تخصیرِ منه! ببین لنگ دراز یهو خر میشم دیگه نمیاما!!! حالا هی طاقچه بالا بذار واسه من! کلا" حال میکنم باهام راحتینا! ینی من دوسام اکثرا" به من لطف و محبتشون قلمبه بود! مثلا" همین آنا منو که میدید ،میگف یادِ طوله سگا میافتم! یا ماتریکا اون دوسم میگه بهم اسکل! همچین نافرم چسبید بهم! گوش شد چسبید به زیر نافم! به مولا! ببین من اوصولن آدمِ کج سلیقه ایم! این بر همه کس واضح ومبرهن است! خوب؟ مثلا" من شدیدا" عشقِ هری پاترم! به جدت امام شونزدهم قسم که الان چن روزه نشسم دارم کتاباشو میخونم از بی کاری که بهتره نه؟ گزینه دوم فیلمِ پارک وی بود؟ از نقشِ کوهیار فوق العاده خوشم میومد! مثلا" عاشقِ نقشِ باران کوثری تو خون بازی بودم! ینی اگه صد بار این فیلم و من ببینم سیر نمیشم! به موت قسم! بعد الان میدونی اومدم دوباره کرمِ کونم بیدار شد آن شدم ببینم چه خبره! کونم خارید یه کم به لنگ دراز گیر بدم ، خوب؟ بعد آقا تا status اشو دیدم کف زمین غش غش مردم از خنده! به جانِ امام هیودهم باور کن! نوشته بو: وات آر یو دو اینگ؟(What Are You Doing?) آقا من هنوز که هنوزه دارم میخندما! به جانِ خودم خیلی ردیف بود! پ.ن :دارم فک میکنم ما (منو لنگ دراز) از سرِ کس خلی عاشقِ هم شدیم! به موت قسم! اون تو نیستی نه !! نمیشه باورم!! اون تو نیستی !! بذار از خواب بپرم!! اون تو نیستی !! اون که دوسم نداره!! اون که داره منو تنهام میذاره!! پ.ن : یادِ عیدِ 89 به خیر...که هر روزش خاطره بابا لنگ دراز ه و این آلبوم !! پ.ن 2: من با تک تکِ این آهنگا با بابا لنگ خاطره دارم :( عاشق بشی ! خوب؟ بعد عشقت نخوادت! ینی بدتر از این کـــ یــــ ر نمیشه خورد بهت! ینی اینکه اگه خواسین به کسی سیکیم خیاری بدین و بهش ک ی ر بزنین... وقتی عاشقتون شد موقشه! اینه ها ! داره جرم میده! بابا لنگ دراز پس زدنش عینه عذابه! یادته پسر؟ اون اُدکلنه که واست خریدم؟ بهت که گفتم...واسه خودمم یه دونه از اون خریدم! میدونی چرا؟؟ چون خودمو با بوی تو میخوام! پی نوشت: حیـــــفـــــــــــــــــــــــــ ، که نیستی! عمقِ فاجعه میدونی کجاس؟ اونجایی که یادت می افته هنوز عاشقشی !!! ================================== پی نوشت: از اون عشق بازیات! از اون بودنات! از اون مهربونیات ! خوب؟؟ دلم میخواد بعضیا با حرفاشون کــــ یـــــ ر و درسته ول میدن تو حلقِ صاب مردت!! دیگه نمیتونی هیچ گهی بخوری! شبِ یلدایی بود! دلم تقاضای بابا لنگ دراز داشت! بهش میگفتم سیکتیر! هی خفش میکردم! چاره وقتی نداره باید کــــی ر و نوشِ جون کنه! بابا لنگ!! جز تو کی میاد آخه ؟ کی میتونه انقدر منو کی ر خور کنه؟؟ من هی به دلم شصت و بیلاخ میدادم ولی بی صاب مونده زبون نفهمه! خودت باید بیای برینی بهش تا بفهمه باید سرشو بندازه پایین گه شو بخوره! دلشم لک نزنه واسه بغل کردنت! بفرما هندونه! آروغ ول شده: ریز میبینمت یلدا!... کوچکتر از آنی که به پای شبھای نبودنش برسی، آنقدرھا ھم سیاه نیستی، بلند نیستی، بی مرز نیستی، اگر میدانستی جمع میکردی بساط یلداییت را...مخاطب شدیدا" خاص!! بابا لنگ دراز دارد! آروغِ هندونه بود زدم دکور مکور و جلو بندی قالبمو آوردم پایین! خیلی قالب قبلیم یُبس بوود! من فک میکردم میشه خوشبختی و بزنم زیرِ بغلمو با خودم ببرمش این ور اونور! آره همین فکرو میکردم! که روزگار یه بـــــیلاخ آبدار نشونم داد.. بد منم بهش بی لاخ دادم بعد روابطمون شد 60 به60 پرشین بلاگ اسکلِ من خودم اسمایلی میرم [اسمایلیه بیلاخ] بیلاخ بابا بی لاخ یه نکته ای که باید بهش اشاره کنم اینه که تو هر چیزی کمیت مهم نی که! کیفیت مهمه! مثلا" ما بحثِ فش و میکشیم وسط! یارو شُرو میکنه میگه احمقِ بی شعورِ خر گاو و الاغ و اینا! بعد تو در جواب فقط یه کلمه میگی: چیــــــــز نگووووو پ.ن : من فدای رفیق گلای خودم پرستو جون و اینا...(پ.ن هیچ ربطی به موضو نداشت ) یه سوال داشتم؟ چرا پسر میشه سکسی و حاجی دمت گرم و خفن و ای ولا! دختر میشه جن ده و لاشی و هرزه و خراب؟ نه جدی! چرا؟ عمق ِ فاجعه: مثِ اونه که پسره تا همین لحظه زندگیش به اندازه موهای سرش 250 گرم گوشت دیده! بعد با هر کدومم یه جور حال کرده! اون وخ وقتی میخواد زن بگیره میره یکی و میگیره که تا حالا کفِ پاش آفتاب ندیده؟ نه اونوخ میبردش شیش تا مطب و پزشک قانونی و غیر قانونی که کفِ پای دختره ی طفلکی و معاینه و آزمایشاتِ گوناگون کنن که یه وقت برنزه و آفتاب دیده نباشه! ============== پی نوشت: آفتاب ندیده ینی لنگاش از 30 درجه با لاتر از زمین نیومده باشه بالاتر و بکارت و اینا خش م ور نداشته باشه! این شبه یلدا ام شده واسه من مصیبت! دقت نمیکنی دیگه! فردا شبِ یلداه خو؟ بعد اینجا بابای من رفته ایـــن هوا هندونه و میوه و از این گوه خوریای شبِ یلدا خریده آورده! بعد تازه الان ما فهمیدیم که فردا شب چه همه مهمون قرارِ سرمون خراب شه یخچالمون و دربست بیارن پایین! دهنتون صاف!خوب حالا به عمقِ قضیه میرسیم که من الان یه عالمه سیبیل ریش ابرو و اینا دارم! تازه موهامم کهدر اومده ریشه هام.پولم ندارم برم بدم اورِال کیــــ ر تو گلو گیر کرده بخوره! که چی یه شبِ یلدا منو نبینن با موهای ریشه در اومده! بعد حالا الان موچینمم گم شده!بعد الان من دارم یه سره این یلدا رو فش ناموس و مادر و پدر و خواهر میدم که آره شورتت پاره که الان چه وقته یه دیقه بیشتر تو شب حال دادن بود و اینا! میفهمی که؟ فرقی به حالِ ما نداره که ما که مجردانه در خودمان میپیچیم و میخوابیم چه یه ساعت کمتر یه ساعت بیشترم بخوابیم! والا دیگه.اگه بابا لنگ درازی بود حالا شاید در کونمان مراسمِ شبِ چله میشد.ولی شب که تنهام چه فرقی داره؟ آقا دیدین یه فشایی اصن حال میده با هم بگیشون همچین غلیــــــــــــظم باید ادا بشه! مثِ : کــــــــــــــُس کِِِِِِِش ِ مادر جنـــــــــــــــــ ــــده!! یا مثلا " جـــــــــــا کش ِ خار کس ده!! یا کُس کش ِ بی پدر ! اصن اینارو اگه با هم و غلیظ نگی به کونت نمی چسبه! دقت کنین میفهمین! من اگه پس فردا رفتم همین فشای مادر و خواهر و مادر بزرگ و خاله و عمه رو پس فردا به اون سفارتِ در گِل گرفته اش دادم اومدم بیرون شوما بدونین چرا دیگه! هی واسه ما تعطیلیه زیر شورتی را بندازین! هی برین کون بوسیه همدیگه در سالِ نو! بی لاخ بینیم بابا سیکتیریا! این دفعه من بیام کونِ مادرِ اوباما و به مادرِ بوش گره میزنم تا درسِ عبرتتون بشه دیگه منو مچل و اینا نکنین! بابام از خونه رفت بیرون ، رفتم حموم اومدم زنگ زدم آنا اومد اینجا!! انقدر خاک تو سر سیگار کشید اتاقم شده عینه شیره کش خونه :پی اومده کون به کون سیگار میکشه!! دوسانِ جدیدی که میان وبِ منو میخونن به ادبیاتِ من آشنایی ندارن من یه خورده راحت صبت میکنم اینجا! ولی خوب در کل! فردا شبم که ایشالا شبِ یلداِ و بازم احتمالن یا ما چتر میشیم یا بقیه چتر میشن اینجا! از این دو حالت که نمیشه خارج شه که؟ میشه که؟ آی آی این آنا مدل به مدل سیگار میکشه رواانی.دیگه کم مونده از سوراخِ مقعدم دود بده بیرون! تازه میگه فردا با بچه ها به شامپاین خوری دعوت شدیم باید بیای!! :))) گفتم چشم الان بابای منم میذاره منم با تو بیام مراسم شامپاین خوری :)) من اینجا به این نتیجه رسیدم که نقل قول از بابا لنگ درازم توش صدق میکنه که کلا من آدمِ درس حسابی نیسم! و خود درگیری دارم! و اگه دیدین به مدتِ مدیدی نیومدم آپ کنم بدونین یه بلایی سرِ خودم آوردم! باز آنا یه سیگار دیگه آتیش کرد! ای خفه خون بگیری تو ای! آنا نشسته عکسای بابا لنگ دراز و نگا میکنه غش غش میخنده!!! :دی وااا... میگم چته؟ میگه خندم میاد خو چیکا کنم! میگم کجاش خنده داره! میگه غش غش غش غشپ بعد موکت میشه رو زمین! الهی خدا یه پاپاسی عقل به این بده! من اینجا هر چی تو دهنم میاد مینویسم! فکر نمیکنم که فقط مینویسم ! حالا هر کی ناحارتِ نخونه! والا دیروز چه روزی بودا خدا وکیلی یه سرِ زر زدم! بابا لنگ دیروز تو فیس بوکم مسیج زده بود. که آره معلومه کی لاشی ه! بعدم اومدم تو مسنجرم گفت کسی که دختر نیست همینه دیگه! :| سطلِ آب خالی شد رو سرم..نه ببخشید تانکرِ آب ترکید رو سرم!! ببین این حرف از کی مونده تو دلش که گفتا!! خب خدارو شکر که اعتمادا از بین رفته و بابا لنگ کاملن جدی بهم گفت تو جن ده ای!! بابا لنگ تو که پری و نشناختی دیگه کاریش نمیشه کرد! نمیدونم ولی... هیچی بی خیال! دستم حس نداره بنویسه.صبِ کله خروس از خواب بیدارم کردن! سفارتِ لعنتیِ آمریکا ام که تعطیل کرده واسه کریسمس هی ما هفته هفته عقب می افتیم! یادش بخیر....عیدِ امسال.بابا لنگ مارو دوس داشت!! الان به تخمشم نی که پری نی! امروز از اون روزاس که یه پا حیوانِ وحشیِ دردنه ی جنگنده شدم! که بابام میگه باز این هار شده! طرفم هیچکی نمیاد! چون فقط دارم پاچه میگیرم! :| والا! پاچه بابا بزرگتو نگرفتم نلبکی که اونجوری نگا میکنی! چشاتو کردی قد ِ مایتابه تفلون! خداوندا ما را از شرِ هر گونه آدمِ لایقل( همون بی مخ) .. آره پینوکیو جون بخند! بخند! به ریشِ من بخند! نوبتِ خنده منم میشه دیگه! وقتی خواستم اونوخ بهت بخندم غش غش پهن میشم رو زمین! حالا ببین! من مثِ تو نیسم که! هر روز نه هر ساعت با یکی باشم!! شمارم دستِ جن ده سرِ پارک وی و اینا باشه که! که آی دیمو عالمو آدم داشته باشن که! که همه بشناسنم که! حالا هی تریپ خواهر برادری بردار! حیف نمیتونم بهت توهین کنم! من مثِ تو نیسم که دهنمو وا کنم هر چی بخوام بهت بگم! آره به بقیه میگم ولی احترامِ تورو نگه میدارم! ولی دیگه دوست ندارم! دیگه عاشقت نیستم! وقتی میبینم از همه بد تری!! وقتی میبینم عینه کسایی شدی که هر شب میرن دخترارو سوار میکنن و هر شب با یکی! دیگه حرفی ام نمیمونه! آقا امروز من نزدیک بود سرِ مامانم دیگه داد بکشم! هی دارن رفتنِ منو میندازن عقب! میگن بیلیط سرِ جان ویه گرون تره بذار بعدش بیا! دیگه اون لحظه بود که خِر خِر ِ میجوییدم!! چون دیگه دوس ندارم حتی یه لحظه ام اینجا بمونم! از پینوکیو ام زده شدم با اون کاراش! شعر نوشت: آرزوم بود که عروسِ لحظه هات شم! شعر نوشت: من دلیلِ لحظه لحظه خنده هات شم! شعر نوشت: آرزوم بود کمه کم منو ببینی! شعر نوشت: به خدا یه ذره خوبیت بشه واسم! پی نوشت : آرزوم (بوود) ! حیفِ واژه مقدس ِ دیوس و لاشی که به بعضی ها بدن!!!!! حالا منظوری ندارما ولی خودِ دی وسِ بی ناموسش میدونه با کی ام!! حیف واقعا"! دراری برینی ام کمشه! الان داشتم غش غش میزدما!! به مولا! انقد خندیدم! جات خالی!! نصفِ خنده ام به خاطرِ اون لنگ دراز بود! دیگه داره اسمِ بابا لنگ دراز از روش برداشته میشه...از الان میگیم پینوکیو! پینوکیو امروز واقعا فک کردی عینه هونه خیالمه تو نیستی؟؟ آره عینهونه خیالم هست! ولی دیگه دلم نمیخواد برگردی!! هاها والا! چه همه توجه ها تو این 2 ساعت که یه سریا اومدن خونمون رو من بود! همه فک کردن امروز من رفتم بعد اومده بودن فوضولی!! بد دیدن من نشسم کــ یــر خوردن :))) بد حالا من غش غش ولو شدم رو زمین که ساده دلا نمیدونسن من هفته دیگه میرم! نه این هفته! غش غش غش غش غش غش!! :)))))) بد حالا پینوکیو منو تحویل نگیره! منم الان ببینمش یه جا نگاشم نمیکنم از بغلش رد میشم! بره با دوس جوناش! عشقِ جدید! نفس ِش!! اووووووق حال کنه! برو اه اه اه!! اگه آدم شدی برگرد قول میدم عکسما مو از فیس بوکم بر دارم! ولی بعید بدونم تو درس نمیشی نچ! از این به بعد اون روی پری و میتونی ببینی!! که دیگه تحویلت نمیگیره! به قولِ اون یکی پری سا ...: مطمئن باش پشیمون بر میگرده!! هاهاها زت زیاد فعلا گشنمه در آوردن و ریـــ ــ دن به همه چی....الان حسم میگه این کارو بکنم! والا این که بابا لنگ به ما کـــ یــــ ر زد رفت بماند... حالا اینکه منم خفه خونم اینم بماند! ولی بوخودا یه جا ببینمت بابا لنگ میگیرم رسما" جرت میدم! به ولله ببینمت یه جا این کارو میکنم! تا دیگه منو بازی ندی! والا.هر روز یه بامبول هر روز یه قیافه! ولمون کن بابا... تورو که دیگه نمیخوام این فکرت داره رسما مارو دهنمونو ایزوگام میکنه! هر چی من هیچی نمیگم! الان اومده این مامانبزرگم این رو بالشیِ منو در آورده شسته! که من خبرِ مرگم دیگه با آرایش نخوابم! نه دیگه شرمنده گریه مریه نمیکنم :دی مگه اسکلم؟؟ تو دختر بازیتو بکنی حالتو بکنی هر روز با یکی بد من یابو ورم داره بشینم زر بزنم؟؟ عمرناااااااااااش!! غش غش نزنم از خنده خیلیه به قولِ آنا! والا! نکبت گرفته این زندگیه کوفتی بابا. زودتر جمع کنیم بریم آمریکا هر گوهی بخوایم بخوریم! دیگه بابا لنگ نداریم بیاد گیر بده که! بابا لنگ هی اسمتو دارم فاش میکنم باز دلم نمیاد! رسما" نمودی! آها راسی بابا لنگ دیگه نیا اینجارو بخون...نمیایم چه بهتـــــــــــــــــــر.میدونی چرا؟ چون از این به بد میخوام همه غلطای اضافی و بکنم! کثافت تر از اونی شدم که بخوام دیگه به پای حرفات بشینم! نه اینکه فک کنی میرم با کسی دوس میشما! نه هنوز یابو مغزمو گاز نزده. ولی دهنِ همه پسرای لاشی و حمال و بی شرفی که میخوان امثالِ منو بازی بدن به گــــ ــآ میدم! ببین پری چقدر عوض شده! 50 تا پست پایین تر عاشقت بودم ولی الان حسم بهت اینه همشم تخسیرِ اخلاقِ گندِ خودته که با 600 نفر هسی! قبلنا خیالت راحت بود هی میرفتی یه خری به اسمِ پری منتظرت میمونه! ولی الان دیگه راحت نباش.چون معلوم نی اگه برگردی آغوش پاره کنم! والا! از فرندای فیس بوکت معلومه چه جک و ج نـــــده هایی دورتو گرفتن! من لیاقتت و نداشتم دیگه! همونا خوبن! میخوای بیای بخون اعصبانی شو! دیگه مهم نی! هر چقدم میخوای اول و آخرِ منو فش بده! اصن مهم نی! پی نوشت : اصن لعنت به این کریس مسِ کوفتی که من هی همینجوری هفته هفته عقب میافته کارم! از 25 دسامبر تعطیلِ سفارتِ کوفتی آمریکا واقع در ابوظبی! حوصله ام سر رفته! کار ندارم! بی کارم..حالم بده! احوالم بده!! ضایع شده! کی ضایع شده خودِ خرش! آخی دارم آلوچه میخورم...صبِ کله خوروس! چه توقعی دارین از من؟ نوشتنم نمیاد خو! من اعصاب ندارم که...اصن من زشتم...تو خوبی! بی ریخت ... الان ما باید بریم 10 روز دوبی بمونیم باز!! اه اه اه! منم رفتم الان تو فازِ لج بازی! من با بابا لنگ لجم الان... گفت برو پی عکس بازیت...منم کاملا قهر کردم و وقتی بای داد به راحتی گفتم که برو! من دیگه نه حوصله منت کشی دارم نه هیچی. به قولِ آنا و زیزیگولو گورِ بابای همه چیم کرده! بابا لنگ جون آره تو باید بری با همونا که الان خیلی باهاشون حال میکنی و دوست دارن و باحالن و اینا! عینه همون نیلو جونت همونا به دردت میخورن! یا نه اصن چرا اونا عشقِ قدیمیت دیگه هست! دوسش داری دیگه! برو با همون! اصن من اشتباه کردم عاشقه تو شدم! تو لیاقتت بیشتر از ایناس...لیاقتتت همون نیلو جون و هستی جون و اینان... نه المیراس...نه در نهایت با عشقِ قدیمیت خوش بخت باشی! دعا میکنم به پای هم پیر شین! پری ام میره آمریکا اونجا سرنوشت هر چی نوشت ما از روش میخونیم! برو ببینم با بقیه ام مثِ من اگه رفتار کنی اگه به همشون بگی هیچ غلطی نکن هیچ کاری نکن ولی خودت با همه باشی باهات میمونن یا نه! تو به دردت یه آدمی مثِ زیزیگولو میخوره که باشه هم با تو باشه هم با بقیه حال کنه و عشق کنه و بد بگه دهنش صاف گورِ باباش...اگه اون با همه اس منم با همه! والا...برو تو دیگه مالِ پری نیستی! پری ام دیگه سراغت نمیاد! ها ها! بگو اگه یه کم ناراحت باشم نیستم! چون من لیاقتِ تورو نداشتم دیگه! تو با من اعصابت خورد میشد... من جند ه بودم! هرز بودم....هوهوهوهوهو! اصن تو خوبی :| من گوه من آشغالم...تو برو با همون رفیقات که دورت ریختن... جاتون خالی دیشب منو بابا لنگ دراز یه دعوا با هم کردیم از اون دعواها که اونجاش عرب نی انداخت! حالا خودتون بگردین ربطشو پیدا کنین! سرِ همون مسئله ظهر!! بابا لنگ دراز بدش میاد من تو فیس بوکم عکس بذارم...حالا نه تو فیس بوک! هر جایی که بشه عکس گذاشت،من نباید بذارم! ای بابا.... ولی خودش هر جا که میشه عکس گذاشت عکس میذاره خو؟؟ بعد دیروز من به خاطرِ مسائلی تو فیسم عکس گذاشتم! بابا لنگ درازم داد و بیداد و اینا! ولی میدونی چرا نیومدم توجیه کنم؟ چون هر چی عوض داره گله نداره! آره.چون اون اونهمه عکس گذاشته لخت و لباس و اینوری و اونوری...هرورزم یکی میاد توش واسش تریپ لاو میاد بعد میگه به من چه بگم نذارن؟ ولی من عکس بذارم بی ناموسِ عالمم! توجه داشته باشین! بعد هی من اونو دعوا میکردم هی اون منو! بابا لنگ عزیز:یادت باشه پری دیگه بزرگ شده دیگه نمیشه هر چی بگی بگه چشم بعد تو هر کار بخوای بکنی! اگه میخوای پری دخترِ خوبی بشه توام باید به حرفاش گوش کنی...اگه میگی به من عکس نذار توام عکس نذار که منم نذارم! :| والا دیگه دیشب بهش گفتم مشکلِ تو اینه که هر چی بدِ واسه منه ولی همه اون بدا واسه تو خوبه! گفتم تو نمیتونی با یه نفر باشی آقا انگار زیرش کبریت گرفتن!! شرو کرد دری وری گفتن! منم هیـــــچ تلاشی نکردم که از دلش در بیارم چون حق داشتم!بابا لنگ جون تو میدونستی من از چه چیزایی بدم میاد همون کارارو کردی.خوب باشه منم گفتم تو نمیتونی با یه نفر باشی. میخوای همه رو داشته باشی...خوب اینجوری پری و دیگه نداری...اونخت راحت به کارات برس.والا دیگه الان از خواب پاشدم.هیچکی ام نیس به من صبونه بده! :| اینجوریا گذشت بر ما! ببین من دارم زندگیمو در راهِ سبزِ خوابیدن میدم!! در کل امروز یا پای کامی بودم یا تو تختم تو خواب!! به موت قسم انقدر راضی نیستم تو زحمت بیوفتم ها!! طبق معمول گوشیم سایلنت بود بعد زیرِ بالشم! بعد نگو بابا لنگ دراز اس ام اس زده من که خواااااااااااااااااااب!!! بعد آنا زنگ زده یه 7 8 بار دیده ور نمیدارم زنگیده خونمون که بیدار شدم! وگرنه اگه من بخوابم که عینه خرس میخوابم دیگه! این رفتنِ منم افتاده تو محرم بیلیط واسه دبی گیر نمیاد...دهنمون را قیر گونی کرده :دی چرا اینا نمفهمن که من باید شنبه اونجا باشم باید برم دبی!! مجبوووووورم میفهمیییییین؟؟؟ عمرا"!!! من فقط شنبه هر هفته میتونم برم ویزامو بگیرم!! روزای دیگه نمیدن...هی عقب میوفته میره تو جان ویه بعد من باید برم بیلیط آمریکامو 100000000 دلار بخرم بعد دهنِ آقای پدر قیر گونی شه! بعد الان منو از خواب بیدار کردن بعد من جوابِ اس ام اس بابا لنگ درازو که میدم دیگه جواب نمیده ای خدااااااا...گیری کردیمااااا!!!! ضهرم سرِ اوون فلان خانوم اعصابم تخمی شد اصن اعصاب نداشتم...بیدار میموندم خر خرِ یکی و باید میجوییدم!! الان دارم آلوچه میخورم!! از اون آلوچه هایی که مامانِ آنا واسم از بابلسر خرید!! زیاد ترش نیس! ولی خو آخه مزه شهرِ بابا لنگم و میده واسه اون میخورم و اینا!! الان من پریودم هی باید فش بدم شما که نمفهمین!! من وقتی پریو میشم خودمو جر میدم که با بابا لنگ دراز درس حرف بزنم چون به اون نمیشه دری وری گفت! بقیه خودشون اطلاع دارن وقتی من پریودم هار میشم پاچشونو گاز میگیرم مزاحم نمیشن! خلاصه! خواسم بگم من مادر نشدم همش پری ودم بعد میگن چرا عصاب نداری چرا اعصابت ضعیفه.... چرا پیله میکنی!!!!!!! آخه بگیری جرش بدی...آخه یارو....آخه تو اگه کونت نمی خارید که کرم نمیریختی!! دیدی که من چقدر بهم بر میخوره ...باز گه ِ خودتو بخور! اصن من حالم از همه به هم میخوره! اصن دلم میخواد رو همه دخترای عوضی که میخوان اعصاب واسه من نذارن اوق بزنم.. ای شیطونه میگه قبل رفتنت یه حالی از همشون بگیر ها!! ای خدا این یکی میره اون یکی کله اش پیدا میشه بعد منم که اعصابم تخمی!!!!!!!! نمیذارن آدم یه خورده به زندگیش برسه ها!! اصن من بدم میاد....بدم میاد دیگه...حالا از چی نه!! کلا بدم میاد از همه چی! هر چی بد بختی دارم من زیرِ سرِ اون بابا لنگ درازِ!!!! ناراحتم میشه تازه! بد تازه فک کرده به من میگه جوجو من ناراحتیام کم میشه! اوووووووووووق به همتون... اعصاب نمیذارین که! یه کاری میکنن آدم از عذاب وجدان در میاد که دیگه خوشحالم میشه که هر چی بیشتر میره تو اون گوه ِ و بابا لنگم نمیاد جمش کنه از توی گوه!!! حالا الانم من با آنادی افتادم این هفته آخرو که اینجام میخوام بیشتر برم تو گوه!! هی نخواین که بگم چه گوهی چون نمیگم! تازشم هی ام میخوام فش بدم...من وقتی فش میدم خالی میشم!! سه شنبه شب!!!!!!!!111 وای این سه شنبه ها عجب روزایی ان! اگه جمعه بلیط واسه دبی گیر بیاد آخه عاشورا تاسوا سخت بیلیط میدن! که ما بریم از اونجا بریم ولایتمون آمریکا! اگه جمعه رفتنی شیم میخوایم با مونا و اینا و بقیه و اینا....بریم میرون شب!! خودمونو خراب کنیم سرِ رضا و مهدی مهدی شووور مونا...رضا ام دوستِ شوور مونا!! با چن تا از رفقاِ دیگه! حالا هی من میخوام نگم نمیشه! دوسان ، جگران، خوبان، ناموسهای من :دی من واقعا از همه تون ممنونم اتزِ به من لطف دارین و اینا! نرگس جون و پرستو فدا بشم مــــــــــــن!! اما خیالتون راحت میام مینویسم! شاید فقط وقتی رفتم یه یه هفته نباشم ولی بعدش حتمن مینویسم! جونم براتون بگه که ما داریم از دردِ این پریود میمیریم! :دی بازم میگم خوشحالیم که پریود میشویم چون نشون میده مادر نمی شیم! دیگه انقدر دولا دولا رفتم اینور اونور همه فهمیدن:دی ولایتِ کفر آمریکاِ ملعون الان برف اومده اون ایالتی که من می خوام برم! خلاصه باید با خودم کاپشن ببرم تو فرودگا بپوشم قندیل نبندم! بابا لنگ درازم خبری نیست! نمیدونم دیگه! آنا اومد اینجا واسم یه سری لباس خریده بود با خودم ببرم! چه لباسایی...وای وای بالای 30 سالم نگا کنه منحرف میشه =))))) الان ناحیه کمر به سمتِ راست تا زیرِ شکم و همینطور ناحیه کمر به سمتِ چپ زیرِ شکم تیر کشید وووووی وووی ووووی× اخلاقمم که عینه هونه بزِ اخوش میشه وقتی اینجوری میشم دیگه! آقا نیان ببندن پیجمو ها!!! اگه بستن پیجِ دیگمو گفتم با این نام میزنم: www.adorina1.persianblog.com دیگه دوسان بگردن پیدایم کنن اگه این رژیمِ غصبیِ پرشین بلاگ اومد اینجارو بست! ولی حیف شدا اگه الان من پریون نمیشدم میتونسیم سرِ اسمِ دخترم با بابا لنگ دراز بحث کنیم. اون هی بگه عسل و اینا...من بگم نانا یه کلوم! خوب رقیب پا به عرصه گذاشته! باید خیلی مواظب باشم چون بابا لنگ دراز میپره!! پیدا کرده کسی و که یه زمان دیگه خیلی لاو و اینا باهم بودن و اینا! ها ها !! این دفعه به این حسودیم نشد!!! به خداااااااااااا !!! آخه این عشقِ بابا لنگ بودِ! دوسش داشته! چون بابا لنگ دوسش داشته منم دوسش میدارم! حالا نه که دوسشم داشته باشم ولی بالاخره نظرِ بابا لنگم بودِ واسه همین منم دوسش میدارم! چه قیافه ملیحی چه آرایشی داشت:دی دارم این تیکه هارو میندازم کسی نمی فهمه من چی میگم...ولی بابا لنگ رو هوا میفهمه! به آدمی اسرارِشو گفته که نخود تو دهنش خیس نمیمونه! منم از همونجا فهمیدم! ای بابا...کلا" من از اولِ زندگیم بچه گه شانسی بودم! راستی ویزام اومد!! بعله! و گفتن که شنبه ی هر هفته میتونی بیای و ویزاتو بگیری! و احتمال" بعد عاشورا تاسواا برم دیگه...به سلامتی ایشالا! به بابا لنگمم اس ام اس زدم گفتم! گفت ایشالا یکی و بهتر پیدا کنی! گفتم تو دیگه منو میشناسی این حرفت خنده داشتا! خلاصه که دوباره با هم آشتی کردیم ولی بابا لنگ دوباره سرش گرمِ همون مذکورِ بالایی شده! احساس میکنم دلش سوخته یه چی گفته! خدایی من واسه بابا لنگ همه چیز و گذاشتم کنار! منتی نیست ها! ولی کمتر دختری این کارو میکنه، بابا لنگ پیدا نمیکنه کسی و که این کارارو بکنه! حالا شاید اگه خودش کسی و دوس داشته باشه (که داره و من دیگه دیدم) بره ولی کسی و که اندازه من دوسش داشته رو عمراااااا پیدا کنه! بابا لنگ خواهشن اومدی خوندی نگو من کسی و دوس نداشتم و کی و چی و اینا! من سعی کردم با همه چیزت کنار بیام! میدونم در آخرم تو مالِ من نمیشی... تو فکرت مالِ یکی دیگس ..پس مالِ من نیسی! ولی خوب همین حسِ داشتنت خوبه! شعر نوشت :هر چی خدا بخواد همه چی دستِ همونه! ای پریِ بد بخت!! تو تا آخرِ زندگیتم آدمِ تنهایی هستی! به همین حسِ داشتنش خوش باش...از حدتم بیشتر نخواه! چون نمیشه! راستی آنا فهمید کلی گریه کرد که دارم میرم! از آنا بعید بود! خیلیا گریه کردن! من فک نمیکردم انقدر بود و نبودم واسه کسی مهم باشه! فقط از خدا میخوام اگه سرنوشتم بابا لنگم و واسم نوشته کاری کنه زیاد دور نمونم ازش و زود بتونم ببرمش پیشِ خودم! البته اگه تا قبل از اون همه چیز خراب نشه! چون بابا لنگ عشقش و داره! حداقل تا اون هست پری نمیتونه باشه! اگه یه روزی اومدین دیدین.. این سربازای امام زمان این پیجِ مارو بسته بودن و گفته بودن این پری خیلی بی تربیتِ و بی ادبِ شما بهشون فش بدین بگین بازش کنن خوب؟؟ حالا اگه بستنش من میرم یه اکانت دیگه اون موقع باز میکن www.adorina1.persianblog.com خلاصه که گفتم بتونین پیدام کنین! آخه اینا احمقن الکی آدم و میبندن! چون میدونم دیگه نمیخونی میام مینویسم راحتِ راحت! امشب بابام گوشیمو ازم گرفت! آخه گوشیه خودش به عالمِ فــــــــــــ ــآ ک رفت! منم اون آیمیتمو رفتم پس گرفتم! بابا لنگ دراز بهت گفتم بیا منو از این کثافتی که توش رفتم در بیار حالا هر روز بدتر میشم! نیا اصن! اصن نمیخوام منو دوس داشته باشی...ایهیم! هر چی من میگم دوسم نداری دیگه چیکا کنم! دلمان پرِ ولی هیچی دلم نمیخواد بگم! اصن نوشتنم نمیاد دارم چرت و پرت تف میکنم! بابا لنگ دراز منو دوس نداره همینه دیگه! منم میام اینجا واسه بیکارا مینویسم! که یه وقت بیکار میشن میان وبِ منو میخوننا...اونا! بابا لنگ کاش تو منو دوس داشتی...جزِ آرزوهامه یه روز بهم ثابت شه دوسم داری...که آرزو بر منِ خر عیب نیست! گشنمه دلم یه پیتزاِ گنده میخواد! همشم بخورم! کسی ام نیاد ازم بگیره یه پرشو بگه منم بهت میدم آخرم نده! دلم میخواد سوارِ هواپیما شم بعد هواپیماِ سقوط کنه! نه اصن بیان توش ملت و گروگان بگیرن هواپیما ربایی کنن! اصن دلم میخواد برم تو دریا غرق شم! یا نه برم یه نامه بنویسم بگم بابا لنگ عاشقتم توش و اینا بعد برم تو خیابون خودمو پرت کنم جلوش! دلم میخواد بابا لنگ منوببره درکه بعد پرتم کنه تو اون سدِ که توش پرِ آبِ! بعد که مردم بیاد سرِ خاکم بخونه: " همه میگن که تو رفتی، همه میگن که تو مردی! همه میگن که تنت رو به فزشته ها سپردی!!! دوروغه!! " بعد هی به سنگِ قبرم نگا کنی ببینی راسته راسته! دلم میخواد یهو شب بخوابم صب از جام پا نشم دیگه...بعد بیان نبض مو بگیرن ببینن نمیزنه! اصن دلم میخواد ضربه مغزی شم بمیرم بعد دسگاهارو ازم بکشن بعد همه قلب و کلیه و اینامو بدن به آدمای دیگه! دلم میخواد بمیرم بع ببینم تو اون روز چیکا میکنی! ببینم رفتی اون عروسک خرسه بود اونو بغل کردی بعد باورت نشه من مردم! دلم میخواد بمیرم! اما قبلش یه هات داگ بخورم با پنیر.....! با یه پیتزاِ درسته! بعد بعدش تو که فهمیدی چهلمم باشه! بعد ببینم آیا اون موقع از کارات پشیمون میشی! اون موقع دلت واسم تنگ میشه یا نه! دلم میخواد خوب:( دلم میخواد یه بار که گریه ام گرفت بگی پری چرا گریه میکنی! منم بغلت کنم:( توام ناحارت نشی از اینکه خطِ چشمو اینا با اشکام میریزه رو پیرنِ سفیدت. آرزومه یه بار بیای بهم بگی برگرد! بگی ببخش منو! البته یه بار اومدی ها تو اون عیدِ 89 نوروز بود! ولی زود رفتی! آرزومه بیای بگی برگرد! یه بار...:( بگی زنگ زدم چون دلم واست تنگ شده بود! نه اینکه حالتو بپرسم! آرزوهام همش تویی...ولی تو که نمیای بخونی! واسه همسنم راحت همه رو گفتم...چون اگه میخوندی میومدی بهم میگفتی گم شو بابا... یا اینجوری یا هه میگفتی! در نهایتم میگفتی عجب! خوشحالم که یادت نیست که بیای اینجارو بخونی چون از این به بعد میخوام همش حرفامو راحت بگم! جاداره بخونم الان این آهنگ و بلند بلند: دلبرکم چیزی بگو... به من که از گریه پرم! پسر نمیخوای بیای انگار! چرا آقایون....پسرانِ محترم...وقتی کسی و دوس ندارین بازیش میدین؟ الان جا داره من تف بندازم! تـــــــــــــــــــــــــــــــف! والا! بابا لنگ درازِ محترم و عززیز تو که میدونستی پری عاشقته چرا بهش گفتی دوست دارم که پس فردا رفتی با اینو اون عکس انداختی مجبور شی بگی خواهرمه!؟ چرا میای واسه آدمِ تریپِ دوس داشتن بر میداری بعد وقتی گندِ کارت در میاد توجیه میخوای بکنی؟! بابا من دوست دارم خوب؟ ولی نمیتونم قبول کنم کسی و که من دوسش دارم بره با ملت درد و دل کنه! بابا لنگ دراز جون فدات شه الهی پری.... تو نباید منو بازی میدادی....تو نباید منو وابسته میکردی تو که میدونستی دورت پُرِ... تو که یه عالمه دختر هر روز به گوشیت میزنگن و نمیذارن یه لحظه به پری فکر کنی نباید میذاشتی من عاشقت شم! تو که دوست و آشنا زیاد داشتی از قدیما مثالِ نیلوفر و المیرا و بقیه رفقات...از جمله ستین و رُها و اونی که نمیخوام واردِ اینجا کنم اسمشو...نباید میگفتی مالِ من باش فقط چون من مالِ تو شدم ولی تو مالِ همه بودی! توجیح نمیخوام! چون اگه همه اون کارایی که تو کردی و من ابسیلونی شو میکردم بنده جن ده بودم ولا غیر! تو که دیدی با پری نمیخوای بمونی چرا ادا در آوردی؟ ادای مردا با زنشون؟ میفهمی که؟ آدم وا حیرتاش میگیره! اگه خدایی هست که من نمیبینم واگذار میکنم به همون! چون توجیهای تو به دردِ من نخورد! دیشبم اومدم که نگی تو منو دوسم نداشتی! ناحارت نیستم ولی چرا همه کارا واسه من بدِ واسه تو خوب؟ پریودِ داره عذابم میده ها! میاد نمیاد میاد نمیاد...اه اه! بگو یهو مادر شدم خلاصم کن دیگه! والا عارضم ختمتتون که بابا لنگ دراز جواب نداد! ماشالا دوستان خوشمان آمد پیگیرِ ماجرا شدین و اینا! هیچی مسیج دادم گفتم فکراتو کردی که جواب نداد! آخرِ شبم بهش گفتم دوس داشتنِ یه طرفه همیشه همینجوریه...خلاصه که بازم جواب نداد و اینا! باشه بابا لنگ دراز! من با همین فکرتم زندگی میکنم! تقریبا" عادتم دادی به نبودنات! اینم بگم ها...نه اینکه فک کنی دیگه ازت دلخور نمیباشم! سخت هم دلخورم! ولی خوب میگن گوه و هر چی بیشتر ورز و مشت و مال و اینا بدی بوش بیشتر در میاد! خلاصه! با آنا دیروز رفتیم یه جایی....نمیتونم بگم که..ای بابا ... با اینکه کلی زر زدیم و خندیدیم ولی خوش نگذشت! چون هی میخواستم به بابا مسیج بدم آنا نمیذاشت! ای بگم سگ گازت بزنه آنا! آها کلی ام آلوچه و لواشک و اینا واسم خرید...با دوس پسرش بودیم دیگه! خونشون هیچکی نبود! دیگه لو دادم....دوس پسرِ گرامیشم تشیف آورد... چقدر نازِ این آنا رو میکشید! آآآآآآآآآآآه راستی نگفتم دختر خاله اینجانب پریشب رفت هند و ما سخت حالمان گرفته شد! نه اینکه فک کنی حسودیم شد ها نه! میدونی که من منتظرم ویزای آمریکام آماده شه برم! ولی از این سخت حالم گرفته شد که اونا زود تر از من رفتن! برویم دسشویی که ترکیدیم:دی امروز روزِ بدی بود! بابا بهت گفتم برگرد که! چرا اانقدر تو قُدی؟ یکی تو نظرات پرسیده چن سالمه و بچه کدوم شهرم! یه خورده به پستای قبل که نگا کنین میبینین سلسله افتخارات و که تا 17 سالگی ثبت شده...و فروردینِ دیگه میشه 18 ساله بنده! لوکیشنمم فعلا تهرانِ! تا بعد ایشالا از آمریکا واستون پست بذارم! نزن تو پرم....تورو خدا باشه؟:( بابا....دوسِت داره پری....ولی نمیتونم بیام:( باور کن...خودت باید بیای.... شعر نوشت: میدونستی که نموندی دلم و خیلی سوزوندی...چشاتو ازم گرفتی منو تا گریه رسوندی... شعر نوشت: میدونستی که چشامی،همه ی آرزو هامی میدونستی که همیشه تو تمامِ لحظه هامی! بابا یه بارم شده بیا ثابت کن که شاید دوسم داشتی...بیا برگرد! امروز کمر درد گرفتم همش دارم دولا را میرم....به قولِ آنا همه این دردا می ارزه چون نشون میده هنوز مادر نشدی :دی شعر نوشت: میدونستی همه ی آرزوهامو واسه ی چشم قشنگِ تو پروندم رفتش! میدونستی یا نه؟ میدونستی که جوونیمو واسه چشمِ عجیبِ تو سوزوندم رفتش...میدونستی یا نه؟ میدونستی که نموندی دلم و خیلی سوزوندی...چشاتو ازم گرفتی...منو تا گریه رسوندی! ای بابا بابا لنگ درازِ من...تو کجایی پر پریت داره خودشو میکشه کم کم! بابا پری تورو میخواد...اینو میفهمی؟ نه بابا لنگ اگه یه ذره هنوز واست ارزش دارم برگرد! ببین پری افتاده تو چه گِلی...بیا جمش کن! بیا از این گهی که هر روز بیش تر دارم میرم توش درم بیار:( بابا لنگ بیا نذار بیش تر از این برم تو گوه:( ببین پری و فقط تو میتونی جمش کنی:( نپرس چیه چی شده:( ولی اگه اومدی اینجارو خوندی...اگه هنوز یه کم فقط تهِ دلت دوسم داشتی برگرد...جمم کن از این کثافتایی که توشم:( بابا پری فقط تورو میخواد...میخواد که بیای تا از این بد بختی بیاد بیرون:( حیف که لالم نمیتونم بگم چه مرگم شده...حالم از خودم بهم میخوره:( بابا بیا...بیا پری تو جمع کن:( بابا برگرد پیشِ پریت...پری داری دیوونه میشه:( پری دیگه طاقتِ این بد بختیارو نداره.... اونجا کیه کیه؟ پشتِ دیفال کیه؟ سایه شو من میبینم!شاید خواب میبینم برگشتِ پیشِ من امیدِ آخرینم! بابا لنگ دراز پشتِ دیفال واساده... من واقعا الان به این نتیجه رسیدم باید میرفتم میخوندم! آخه اون سارا نه هیکل نه قیافه نه تیپ...فقط اعتماد به نفس داشت واسه خوندن.... مگه من اینجوریم خوب؟ فک کن من میخواستم برم بخونم به بابا لنگ میگفتم رسما" منو جر میداد! بهم میگفت هری.... خوب سارا ثابت کرد خوانندگی به هیچی احتیاج نداره! ارغوانِ طفلکیه منم حفذ شد! فروغم باحال خوند! ولی سروش یه چیز دیگس! البته بابا لنگ درازِ من اگه میرفت بخونه همشون همون اول حفذ میشدن ها!! حالا دیگه از وختی از شمال اومدم همینجوری حالم بد می شد! اُه....دست و پام لرز می افتاد.... دیگه خلاصه همش رو تختم ولو ام! یه بارم پاشدم از جام برم بیرون ناهار بخورم سرم گیج رفت فرش شدم چِسبیدم زمین! دیگه خلاصه بابام اومد رفتیم دکی.... دکترِ احمقِ خرِ بلدزر! میبینه با بابام اومدم ها....میگه حامله ای؟؟؟؟؟؟ آخه چه ربطی داره...بابام گفت نه آقا حالش بده....ضعف کرده....دکیِ خر رفته واسه من سونوگرافی نوشته! احمق....گوساله....تراکتور....آورده میگه خوب شما ضعف کردی یه سِرُم تقویتی نوشته با دوتا آمپول! فقط این آمپولا حال کردم رفت تزریق شد تو سرمِ!! دیگه خلاصه تو راه بابام واسم ویتامینه گرفت خوردم و اینا!دقیقا" از دیروز ظهر که نارنجستان بودیم نهار خوردیم تا همین الان جز اون ویتامینه هیچی نخوردم! کفِ مرتب!!! به قولِ آنا....ما هر وقت کارِ حساسی داریم و وقتِ مرگ و بکش بکشِِ شارژمون تموم میشه! با آنا اینا رفتیم شمال! بابلسر :* ، دریاکنار ، چاردهم به قولِ خودمون! همون خیابانِ چهاردهم که بقیه میگن! دیگه اونجا بودیم! شهرِ پدری بابا لنگ دراز! منم که مثلا" قرار بود دیگه اصن بابا لنگ دراز نداشته باشم دیگه! داشتیم بر میگشتیم تهران رفتیم ازآمل که بیوفتیم تو هراز نهار و گفتیم نارنجستان بخوریم! رفتیم تو نارنجستان، همینجوری یه هویی انگار به دلم افتاد قرارِ من یکی و تو اینجا ببینم! بعد دستمو کردم تو کیفم خورد بدم به صندوقِ که پولِ غذا رو حساب کنه گوشیم و یه نگا کردم! باورت نمیشه....دیدم بابا لنگ دراز 2 تا میس کال انداخته بود... نه گذاشتم نه برداشتم زنگ زدم که آنتن پرید! با کلی التماس به ایرانسل که جانِ من و من بمیرم و اینا آنتم اومد به بابا اس ام اس دادم...گفتم شاید اشتبا گرفته باشه دیگه ضایع نشم یه وخت! خلاصه بابا گفت زنگ زدم حالتو بپرسم! آقا اینو که گفت جریانِ خر و گلابی پیش اومد! آی کیف کردم...حالا تو راه هی بش اس ام اس میدادمکه چرا داشتم بی خیال میشدم که شارژم ته کشید! دیگه خلاصه که جا واسه منت کشی نموند! بابا بهم گفت حالا که تو بیخیالم شدی منم همه چی تو از زندگیم پاک میکنم! نمیدونم...ولی میخواستم بگم بابا لنگ درازِ عزیز مگه تو زندگیِ تو جاییم واسه پری بود؟ مگه پری و اصن میدیدی؟ اصن واست مهم بود پری ام هست؟ پری عاشقتِ؟ گفته بودم نفسمی ها! ولی عینه خیالت نبود...که من نمیتونم ببینم اون دخترِ چپ و چوله ی زشت بیاد بگه عاشقه این عکستم این ماله منه! انگار من شمبلیله ام! که عکسِ مالِ اون شه! بیخیال پسر! من حتی اگه بخوامم نمیتونم بدونِ بابا بمونم! خودمو داشتم گول میزدم! از خواب که بیدار شدم یه دس گریه کردم که نگووووو هر هر هر! رو استخر بخندی زرافه! امروز آنا رو ندیدم! نشد دیگه...فقط کلی زنگ زدیم زر زدیم...زر زدیم زر شنفتیم. هر هر خندیدم....غش کردیم! دل درد گرفتیم قط کردیم! نیشتم ببند استفراغ! یه حالی داد! دو سه روز پیش با آنا رفتیم یه دور بین شکاریِ توپ خریدیم! بعد قرارِ از این به بعد تو خونه مردم چش چرونی کنیم:دی چش هرزه ام بابای گامبوته! تفریحات سالمه دیگه! چیه برم سیگاری شم کرارک بکشم بعد بیان با خاک انداز جعمم کنن وسط خیابون؟ بلدزر! آنا موهاشو نسکافه ای کرده...خیلی خوشگل شده! منم میخواهییَم! مامان بزرگم اومده میگه خوب شد این آنا اومد تو یوخورده دلقک شی! وگرنه که چپیدی تو خونه پای این کامپیوتر بی صاحاب ول نمکنی! خوب دیگه برم کار دارم! شبِ شوما درد نکنه! یادِ ایام به خیر حافظا!! آقا نشسته بودیم با آنا یادِ قدیما میکردیم! چه بلاهای جانگدازخانه خراب کنی سرِ این معلم و ناظمامون میوردیم ما همیشه تو راهنمایی معلمامون تا ساعت 8 8.30 میشستن تو دفتر صبونه میخوردن! درد بره پایین از اون گلو هاتون! خلاصه یه بار منو آنا اینا داشتن صبونه میخوردن رفتیم پشتِ درِ دفتر واسادیم انقدر نگاشون کردیم آوردن بهمون صبونه دادن:دی آی حال کردیم یه بارم با آنا آخرِ کلاس میشستیم معلمِ علوم مون خیلی گیر بود! مام آقا تا این اومد یه نارنگی ترکوندیم میخواستیم بخوریم نفری یکی یه خیارم دستمون بود که این معلمه اومد تو! هیچی بعدِ چن دیقه صدا معلمِ درومد کی داره نارنگی میخوره؟ مام که اصن روحمون تو بگو خبر داشت نداشت ها! هیچی دید صدا از ملت در نمیاد گفت دستا رو میز ! شرو کرد دستای بچه هارو بو کردن نا کس! اومد سرِ میزِ ما انقدر این بوی نارنگیِ اسیدی بود بالای میزمون که رسید گفت شوما دوتا بفرمایین دفتر خلاصه رفتیم دفتر ناظممون داشت با تلفون حرف میزد مام که از اون ور پیچیدیم رفتیم تو حیات و نیناش ناش و اینا! بی مزه عمه ی چاقتِ بی ناموس:دی تازه یه بارم عکسِ عروسیِ فامیلمون و برده بودم بعد ناظمِ او.مد ازم گرفتش! سر کلاسِ دینی بودیم اومدن صدام کردن گفتن برو عرفانی ناظمِ نکبت کارت داره! رفتم پایین عکسارو گذاشت رو میز گفت بیا اینارو ببین..مدیزم واساده بود! گفت اینا چیه ؟ گفتم اینارو که خودم قبلا" دیدم! فک کردم عکس جدید دارین صدام کردین! آقا ناظممون خندش گرفته بود ولی نمیتونست بخنده! هیچی نذاشت تا آخرِ زنگ برم سرِ کلاس بلدوزر! فرداشم گف با بابات بیا:دی دیگه یادم نی بابام اومد یا نه آقا شما نمیدونین!! چرا هی اصرار دارین میدونین؟ آقا ما دیشب رفتیم خونه آنا اینا!! بعد اونا کانال منو تو رو نداشتن زنگ زدیم طیب اومد واسشون بگیره! آقا ما هی این طیب و دست انداختیم دحشتناک :دی!! وای وای مامانم اینا! حالم بدِ! الان یه جوشِ گنده رو لپم زده...حالا نمیگه ما چه جوری بریم بیرون این جوش؟ جا گیر آوردی آخه آدم رو لپم جوش میزنه؟ بعد دیشب با آنا و اردلان داداشش رفتیم بیرون الان عکسِ سرعتمون و میذارم! ما اینجا با یه 405 ِ انو این همه سرعت رفتیم! بعد این شوور عمه ی ما بنز داره خاک تو سر به بنزش تا حالا 120 گاز نداده! حالا بخوره تو سرمون!دیشب چون دیدن ما دختر پسریم گفتن بزنین بغل... آقا ما زدیم بغل حالا از ما شناسنامه خواستن! ای بابا...هی آنا گف بابا من و این خواهر برادریم اینم دخترِ خالمه یارو نفهم نمیفهمید که! هیچی زنگ زدن بابای آنا اومد:دی شناسنامه آورد...حالا به من گیر داده شناسنامت کو؟ ینی اگه بابای من میفهمید منو گرفتن با سرعتِ اونجوری دیگه نمیذاشت من برم خونه آنا اینا! هیچی دیگه کلی این بابای آنا سوسه اومد بالاخره ولمون کردن! اینی که مشاهده میکنید عکس سرعتِ ماشینِ 405 ِ اردلانِ :دی به افتخارش:دی چن تا از دوسای عزیز اومدن نظر گذاشتن که مدلِ حرف زدنت و خیلی دوس دارم و دمت گرم و کاش یکی مثِ تورو من داشتم و انقدر شیطون بود و اینا! خلاصه کلوم شوما همه به من لطف دارین! ولی همه این صوبتا رو باید این آقای بابا لنگ دراز باید بیاد بشنوه جوابِ شما هارو بده! چون بر خلافِ همه شما دوس جونیام بابا اصن از من خوشش نمی اومد:( اصن حوصله منو نداشت! من تا حالا خودمو واسه کسی لوس نکردم! شرمنده هیکلِ ورزشکاریتم! اوووقم میگیره! خلاصه که نمیدونم چرا بابا لنگ دراز از من خوشش نمیومد پس؟ امروز روزِ آخر بود! ینی هس! که من منتظرِ بابا لنگ دراز موندم! از امشب میشم همون دخترِ تخس و شیطون و سر به هوا!! میشم مثِ اون موقع هایی که از بغلِ هر ماشینی که رد میشدم اگه آدم توش بود میرفتیم بهش زبون درازی میکردیم:))) قرارِ بریم با آنا بیرون! مثِ قبلنا ...میخوایم بریم رو پل هوایی تف بندازیم پایین بستنی لیسی و آب نبات لیسی ام که دیگه نگو!!! وااای که چقدر من دخملِ طفلکی بودم در زمانِ بابا لنگ دراز! آخی... چقدر بریم ملت و اذیت کنیم! مخصوصا این دختر انترا هستن انگار از دماغِ یوزپلنگ افتادن اونا! زت زیاد فیلان! آقا دیشب از وقتی منو آنا به هم افتادیم یه سرِ داریم از خنده غش میکنیم! البته نه که بگم آنا ملیجک و دلقک و ایناس ولی خوب کلا بچه ایه که وقتی حرف میزنه تو از لحنش به خنده می افتی! اینو آنا دیشب گفت کلی خندیدم بهش: اوج دوست داشتن یعنی اینکه دیگه بیشتر از این راه نداره که دوستش داشته باشی(آیکون خنگ) ... خوب امشبم قرارِ آنا بیاد خونه ما:دی آخ جوووون! دو شنبه یا سه شنبه ام میریم با آنا ملت و دست بندازیم یه خورده بخندیم! خیابون نوردی کنیم و اینا! آبنبات لیسی و بستنی لیسی بخوریم! تازه امروزم من با آنا مسابقه تف سر بالا دارم:دی هر کدوم بیشتر بالا رفت برندس آنا خدا میدونه من چقدر عاشقتم دختر! نه که لِز بین باشم ها! ولی آنا رو خیلی دوسش دارم تنها دختریِ که بهش هیچ وقت حسادت نکردم! خوب من برم... فیلان ای وای پسر عشقِ من اوووومد!!!!!!!! آنادیا ِ عشقم اوووومد :*:*:* وای که من چه خر ذوق شده بودم! حالا دست دست دست!!! شله شله! اِ راستی این آهنگِ گل پری بود؟ اونم واسه من خوندن! دو روزه خودمو باهاش خفه کردم! اونروزم رفته بودیم با مونا اینا تو ایران زمین دور دور بود بعد پشتِ چراغ قرمز این گل پری اومد بعد دیگه من و میگی شده بودم مایکل جکسون! آخ قر دادم تو ماشین! آخ قر دادم ها!!! ملت انگار اسکل درختی دیده باشن ها..اونجوری منو نگا میکردن....عینه وزغ! هیچی دیگه خلاصه! آها پرستو عشقم فدات شم! من مرده این احساساتتم آجی ! جیگرتو پرستو که میای اینجارو میخونی به من روحیه میدی بدم عرض کنم به این کد که من حوصله خوندن نداشتم! چون نه میفهمم چی نوشتی هم حوصله ام سر میره! خوب دیگه عرض کنم که دیشبم رفتیم با آنا بنزین زدیم تو پمپ بنزین کلی خندیدیم به ملت...اومدیم خونه!!!!! فعلا تا بعد حالا آقا شما فکر کنین من پسرم! اصن من بد دهنم:( عیب نداره! یه بار گفتم من بیرونِ اینجا یه فهش از دهنم در نمیاد ولی اینجا مالِ خودمه دوس دارم مدلِ خودم بحرفم و به سازِ خودم! آخیش امروز رفتم ساعتم و باطری انداختم تو گلستان! الانم دارم میرم فرودگاه به به!!! به سلامتی ایشالله! همه اینارو گرچه داری ولی آقا شوما لهجه داری!!!! برو لهجه تو عمل کن!!! اوووه...من و تو امروز دیدم بالاخره!! آخی امیر و اون قد کوتاهِ اسمشو یادم نیست حظف شدن! ولی آخ جون ارغوان و سروش و کسری موندن! از سارا بدم میاد اَی!!! من که از بابا لنگ دراز دیگه نمیترسم که میخاد بیاد بخونه! اینجا مثِ دفتر خاطراتم میمونه! پس به کسی چه؟ نه من بابا لنگ دراز و از موضع قدرت تهدید نکردم که برگرده!! بابا دیگه اینجا نمیاد بخونه! پس همه حرفامو محکم میگم پاشم واسادم! حوصله اراجیف گوهای توی نظراتم ندارم! تا یه شنبه فقط این نظرات بازه...هر چی میخواین بیاین تند تند بگین که تا یه شنبه بازه! البته اگه بابا بر نگرده! چون برگرده بازم نظرات باز میشه! به قولِ این آهنگِ پشیمونی چشمات بعدِ یه شنبه دیگه فایده ای نداره! باور کن! اِ راستی واسه نظرای کد هم بگم من اصن نمیفهمم تو چی میگی...نمی فهمم تو چی مینویسی! آره دوسان دیگه نظراتون و بدین که داره جمع میشه نظرا ! امشبم دارم میرم فرودگاه! هوووم.... فعلا تا بعد خوب! تصمیمِ نهاییمو گرفتم!!! بابا لنگ درازِ عزیز: تصمیم گرفتم فقط تا 1 شنبه هفته بعد منتظرت بمونم! ینی مالِ تو باشم! 1شنبه هفته بعد اگه تا اون موقعه بر نگشتی پری دیگه مالِ تو نیست! ینی میخوام بی خیالت شم! خلاصه! فقط تا 1شنبه منتظر میمونم! نیومدی ام دیگه همه چی بینِ تو و پرپریت به هم میخوره :| دوست دارم بابا لنگ دراز! شب خوش! آره!!! 100 مین پستمم گذاشتم!! 100 تا پست نوشتم! که بهت بگم عاشقتم! ولی خوب تو آدمی نبودی که بفهمی! پسر توام از رفتنِ من ناراحتی اینو میدونم! نه آن میشم نه سراغت میام! باور کن دست و دلم نمیره که اون آی دی و باز کنم! میدونی چرا که! تنها ادد لیست آی دیم تو بودی! خوب وقتی تو رفتی باید همه چیت باهم بره! نمیگم برگرد! ولی فقط بهت میگم! پیدا نمیکنی! کسی و که مثِ من عاشقت بشه! بگرد! پیدا کردی عینه یه مرد بیا اینجا نظر بذار! چون تنها جاییی که نگهش میدارم اونم از خاطراتِ تو همینجاس! درد، مرض، کوفت،دل درد، زرشک، زترشک،بینیم بابا،زکی،هه،نه بابا،رو دل نکنی،خوب دیگه؟،برو حاجی دلت خوشه،خفه،زر نزن،بی لاخ،توام رفتی قاطی آدما؟... + انگشت شصت، انگشت وسط! چرا باز من امروز اینجوری شدم؟ دیشب که میزدم و میرقصیدیم؟ من از همتون اوووووقم میگیره! از همه بدم میاد! هیشکسم دوس ندارم! حالا تو بگو نه! ولی من میگم آرررررررررره! این یارو کجاس؟ یه خورده اذیتش کنم دلم خونک شه؟ حوصله تف سر بالا انداختنم ندارم:( امروز چپیدم تو خونه همش....اَی آقا من میخوام برم برنز کنم:( همش دارم پوس میندازم! رنگم رفته! ایر براش که ٢ ٣ روزه میره! سولارم که میگن میپزنت میدنت بیرون! حوصله ام سر رفته اه خاک تو سرت! خوب؟ خاک تو سرت که همه وقتی کارِشون گیر می افته میان سراغت! هروقت مشکل دارن میان تو حلش کنی! خاک بر سرت! که طرف وقتِ خوش گذرونی کردنش اصن تورو نمیشناسه ولی وقتی گیر میکنه سری اس ام اس میده بهت پری چطوری! توِ ِ خرم بپر رو گوشیت سریع جواب بده خوب؟ واسه همین روزاس که اینجوری خار میشی دیگه! فکر کردی چرا بابا لنگ درازت مفت فروختت؟ بد بخت واسه همین چیزاس دیگه! وقتی همه باهات کار دارن سراغت و میگیرن! ای بابا ای بابا! مونا ویزاش اومده! اسمشو زدن تو سایت! سریع به تو زنگ میزنه که تو واسش پی گیری کنی؟ آخه خاک تو سرِ بی مخت به تو چه؟ والا! به من چه خودِش افلیجه؟ دست نداره؟ اینجوریه؟ دوس دارم زودتر ویزام بیاد فقط برم! گورِ بابای همه کرده! اونجا مونا خانوم بالاخره تنها میشه یا نه؟ بعد وقتی هیچکی پیشش نبود باهاش بره ول بگرده ببین انقدر میاد دورو ورتو بگیره! منم بلدم چه جوری عقده هامو سرش خالی کنم! آی آدما حالم از تک تکتون به هم میخوره! حتی تو! سیفون و بکش خدا این آدما به گوه نشستن! گوه شدن! من از هیچکی خوشم نمیاد! از هیچکی ها! هیــــــــــــــــچکی! امروز روزِ تخمی بود! مثلا میخواستیم بریم شمال نشد! هیچکسم نبود من سرش خراب شم! به قولِ پری-سا دوستم...پری تموم میشه! همه این روزا تموم میشه! به قولِ پریسا همه اینایی که الان واست طاقچه بالا میذارن یه روز میشه که مجبور میشن منتتو بکشن! الان یادِ جمله معروف افتادم: دلم میخواد برم تو تاکسی بشینم دستمو از شیشه بکنم بیرون انگشت وسطمو بگیرم واسه عالم و آدم! این انگشتِ وسطم مالِ همتون خوب؟ از صب که بیدار شدم دارم این آهنگ و میگوشم فقط! مینویسمش! چون دوسش دارم: " خیلی دیر منو شناختی، وقتی رفته بودم از دست وقتی شک داشتم از اینکه تو دلت جایی برام هست! خیلی دیر منو شناختی وقتی حتی یادم ام مرد اون روزی که قلب خستم حسرتِ عشقِ تورو خورد! این پشیمونیِ چشمات دیگه ارزشی نداره نه پشیمونی نه گریه منو پیشت نمیاره قدرِ اون روز و نداشتی که میدیدی عاشق هستم حالا ام تو تنها موندی هم دیگه منم که خستم! گفته بودم که نباشی نفسامو کم میارم حالا بی تو هر چی حسِ تو صدام باید بذارم! باورم نمیشه روزی عاشقِ تو بودم اما... امروز اینو خوب میدونم میخوام باشم بی تو تنها! این پشیمونی چشمات دیگه ارزشی نداره! نه پشیمونی نه گریه منو پیشت نمیاره قدرِ اون روز و نداشتی که میدیدی عاشق هستم حالا ام تو تنها موندی هم دیگه منم که خستم! گفته بودم که نباشی نفسامو کم میارم حالا بی تو هر چی حسِ تو صدام باید بذارم! باورم نمیشه روزی عاشقِ تو بودم اما... امروز اینو خوب میدونم میخوام باشم بی تو تنها! پی نوشت: لینکشو تو پستِ قبلی گذاشتم! http://s5.aks98.com/images/90837689485548424747.mp3 پشیمونیِ چشمات....رامین فروغی!! مرسی از سمیرای عزیز واسه دادن لینک! سخت پیشنهاد میکنم!! بابا لنگ دراز!! گوش بده !! اگه این بابا ای که شما باشی...واسه من داری تریپ برمیداری، خواستم بگم که حاجی تو نترس ...ولی اگه نمیترسیدی راس میگفتی یه آدرسی از خودت میذاشتی تا جوابِ درس حسابی بت میدادم! آره یاره! مطمئن باش زبونم خیلی درازِ..حالا فکر نکنین واسه بابا لنگ درازم موش بودم...نه این خبرا نیست! واسه بابا لنگ دراز موش بودم ولی واسه امثالی مثِ شماها زبونم درازِ! ... خوشم نمیاد آدمای این تیپی بیان عینه خاله زنکا بشینن وز و وز وبلاگم و بخونن! اعلام کردم حرفِ هیچ احد و ناسی واسم اهمیت نداره و همه دایورتن! تنها نظری که واسم مهمِ بابا لنگ درازمه! پس سعی کنین زیاد به پرو پاچه پرپری نپرین که پری اعصاب معصابش تخمیه! وسلام! نمیدونم کدوم احمقی اومده این دری وری ارو واسه من نظر گذاشته! من که هیچی ازشون نفهمیدم! فقط فهمیدم که طرف خودشو جای بابا لنگ درازِ من جا زده!! آهای یاروویی که نظر خصوصی گذاشتی خودتو به نامِ کد نوشتی و نظر دادی، من نوشتن ِ بابا لنگ درازمو از 1000000000000000000 کیلومتر دورتر تشخیص میدم! لطفا" دوستان من تقاضا دارم نظرای شرو ور نذارید! من هینجوری اعصاب تخمی هستم! حوصله گه خوریای کسای دیگه رو ندارم! ببین بارِ دومِ که نظرای زرت و پرت واسم میذارین.... بابا لنگ درازِ منو به بازی نگیرین! میبندم نظرات و بعد میمونه تو گلوتون نمیتونین نظر بدین ها!!!! شنبه، ٢٢ آبان ۱۳۸٩ - ۱۱:٠۴ ب.ظ قبل از مصرف خووووب تکان دهید احساساستِ شخصِ موردِ نظر ته نشین شده است! خاطرِ همایونیمان مکدر شده:( :| بابا لنگ دراز زیاد ته نشین شدم!! دیگه بی دل شد پرپری ات! سنگ دل شدم! اصن دیگه باور میکنی با اون آیدیم دلم نمیخواد آن شم؟ یه جوری شدم! هر چی بیشتر به کارات میفکرم اعصابم بیشتر خورد میشه! میدونم دلت واسم تنگ شده! وگرنه باهام لج بازی نمیکردی که! شاعر میگه: اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرفِ مرا بشکست بابا لنگ؟ منم دیگه بیخیالی دارم طی میکشم و اینا! این بار دیگه نوبتِ تو ِ! خاستی برگرد! نخواستی ام برو آآآآآآه پدر....آآآآه بابا لنگ دراز!! آه که میدونم میای بالاخره اینجارو میخونی! آآه!!! تصمیم با توست!! آآآه....زیتون بزن:)))))))) شنیدنِ (هر جور راحتی!) میتونه از سیلی دردناکتر باشه! پی نوشت: همین! ای پسر! میخواستم هی برم رژ لبِ این زیزیگولو اون قرمزشو کش برم حواسش جمعِ کیفش بود! اونم فهمیده من آدمِ دله دزدی ام مف خورم!:دی همچین رفتم با انگشت تهِ رژِ لبّ خودمو در آوردم که نگو! بابا جان ندارم!! بیچاره ام! حالا هی به روم بیارین:دی جاتون خالی رفته بودم تو حموم تف پرت میکرم بالا...هی میومد میخورد تو پیشونیم:دی :))))) خوب قرارِ هفته دیگه با بچه ها برویم درکه:دی بابا لنگ دراز:| سعید کرمانیه آها آها آها آها...بنز و بی ام و لکسوس و لامبورگینی خالی مالی رو هی میبافی...فک کردی خیلی پافی... همه اینارو گرچه داری ولی آقا شما لهجه داری:))))))=)) برو لهجتو عمل کن بعد بیا پَ پَ رو بغل کن:دیpapaw حالا تیک و تک و تک تک میکنیم و همه پافی ارو دُک میکنیم! اونارم که شاخ بشن میتونن بیان برن رو دایورتِ بنده! من موندم با این همه استعداد در زمینه شاعری چرا نمیان منو ببرن مسابقات جهانیِ مشاعره! والا چقدر با من کل میکنی نکنه که عشقِ لاتی داری؟ هان؟ آقا تعریف نکردم؟ اون روز داشتم میرفتم پیشِ بابا لنگ دراز بعد ونک قرار داشتیم بعد من به یارو گفتم ونک گفت خانوم سوار شو! خوب؟ بعد هر چی رفت دیدم اصن اونجا شبی ونک نی! بعد دیدم منو برده شهرک! پیاده شدم داد و هوار: گوساله اینجا که ونک نیس! بعد یارو گفت چشای کورتو وا کن نوشته رو ماشین شهرک غرب! درِ ماشینِشو همچین کوبیدم گفتم گوساله...شعور نداری دیگه! بعد برگشت گفت حرفِ دهنتو بفهم ! دیگه نفهمیدم چی شد...کوله مو همچین کوبیدم تو شیکمش...دِ بدو که رفتیم...:دی فقط کونم از این سوخت که کرایشو دادم:دی به افتخارش کفِ مرتب:دی در 2سالگی: مثلِ گربه هنوز شیر میخوردم در 5 سالگی: شرکت در تئاتر مهد کودک در نقشِ قصه گو وگرفتن جایزه در 6 سالگی: از درختِ شاتوت رفتم بالا و منجر به شکستن پایم شد:دی در 7 سالگی: زوق مرگ شدم از مدرسه رفتن در10 سالگی: منابع کافی در آن سال در دست نیست:دی در 11 سالگی: کتک زدن پسرِ تخس و پرویی به نامِ عرفان که مامانش میخواست بیاد جرم بده در 12 سالگی: پری ود شدم:دی بزن دس قشنگتو در 14 سالگی: به علت بر داشتن ابرو از مدرسه اخراج شدم در 14 سالگی: بازم به علت فهش دادن به ناظم و مدیر اخراج شدم:دی در 15 سالگی:مادرم رفت آمریکا کلی گریه و زاری کردم:دی در 16 سالگی: عاشق شدم( بابا لنگ درازِ مذکور ) در 17 سالگی: با بابا لنگ درازِ مذکور بازم بودم:دی و ما هنوز در 17 سالگی مانده ایم تا فروردینِ سال دیگه:دی هووووم؟؟؟ بچه، اون عمه ی چاقِتِ! انشالله سلسله جبالاتِ بعدی 10 سال آینده به ااصتحضار حضار میرسد! غلت املای ام اون خاله ی قلمبت داره:دی من بابا لنگ دراز و دوسش داشتم! اگه الان میبینین یابو برم داشته فقط به خاطرِ کارای خودِشه! من که بهش بد نکردم کردم؟! بی خیال..امشب گشنمه...دقیقا" بر عکسِ همیشه که شام داریم من سیرم، امشب که هیچکی نیست و هیچی نداریم من گشنمه! مژگان زنگید گفت بریم شمال ولی کجاشو خودشم نمیدونس:دی شایدم بریم محمود آباد ویلای بابای خودم اصن! ولی فک نکنم عمه ام کیلید از بابام بگیره! پسر دارم خودمو کنترل میکنم که آدم بمونم! اگه یه وختی دیدین خطا رفتم به خاطرِ بی محلیای بابا لنگ درازِ! متوجه ای که!؟ آقا جون وقتی پ پری خودشو میزنه به بی خیالی... دیگه بی خیالی ها! آقا هی من میخوام الان ناحارت باشم نمیشه که! الان فک کن این آهنگِ سعیئ کرمانی باشه! همون چقد جذابی خوب؟ بعد اسمارتیز و پاستیل باشه! خوب؟ بهد پاشی با اون یکی پ پرم بری بیرون! خوب؟ بعد هی من میخوام الان غصه بخورم نمیشه که! ای بابا! الان من هی میخوام ناحارتیم بیاد نمیاد! هی میخوام بگم آره دیدی رفت اون عکسشو گذاشت بعد هی میخوام حرص بخورم حرصم نمیاد:))))) جانِ خودم نمیشه! بد جور دایورت کردم:دی زیزیگولو کلی الان حال کردا!! هی من اومد فکر کنم بابا...ولمون کنا!! گورِ بابای هر چی فکر و غم و غصه اس! ای بابا... بابا لنگ دراز جون خواستی بر گرد نخواستی ام زوری که نیست! به زور نمیتونم برت گردونم که! حالا هی برو با عالم و آدم بچت و مثلا منو بسوزون:دی الان من هی میخوام ناحارتیم بیادنمیشه دیگه! آقا جون نمیاد... فردا باز پاشم برم شرکتِ زیزیگولو اینا! ای بابا! ای بابا! والا ملت پریسا شدن مام پری سا شدیم! بیشین بینیم بـــــــــا!!! اصن دیگه از اینجا خوشم نیماد! اگه دفعه بعد اومدم آپ کردم مطمئن باشین شاد و نیناش ناش میام! :دی پری تصمیم گرفت دیگه بد بشه! قرارِ دخترِ بدی بشم! به قولِ تو الان دیگه ما با هم هیچ نسبتی نداریم! خوب...باشه...الان گریه ام بند اومده! آخر هفته میخوام با مونا اینا و غزاله دوستِ مونا و دوس پسرِ غذاله بریم یه جا قلیون بکشیم! خوب نسبتی نداریم دیگه! تازه به قولِ مونا دوستم میگه بابا پری بی خیال... به قولِ زیزیگولو دایورت کردیم! زنگ زده میگه دایورتی یا نه! دارم دنیارو دایورت میکنم! به ترتیب تو این یکی دو هفته ام قرارِ با مژگان بریم شمال! اگه مونا ام بیاد که دیگه کلی حال میده! شبا میریم دور دور تو دریا کنار! آخرشم میریم سی ساید قلیون میکشیم! واسه تو که مهم نیست! اصن میرم سیگارم میکشم! راستی عکسِ پروفایل فیس بوکتم خیلی قشنگِ .... مبارک باشه! ولی میدونی واسه من مهم این بود که ببینم کسی که هواتو داشت اینجوری باهاش بر خورد کردی! بابا لنگ دراز...بازم میگم....پریِ تو مرد! اونی که عاشقت بود...واست میمرد...مرد...دیگه دلَ تنگ نمیشه واشت! الانم یاهومو بستم! دیگه ام بازش نمیکنم ببینم on هستی یا نه! هر چقدر میخوای عکس عوض کن...وب بده!! پری مرده...دیگه برنگرد پیشم!! چون خودتو نشون دادی بهم! تموم شد... فک میکنه من بی خیالشم الان! هووم...نه بابا! اینجوری ام نی! فک کرده الان که اومده status زده حالم بده ندیدم! فک میکنه اینویزیبل میاد...appear میکنه نمیبینم! آره...همه رو دیدم! ولی نمیام دیگه! دیگه خسته شدم:( به قولِ این آهنگِ یاس: وقتی دنیا اینو میخواد که مخصوصا" بسوزم چی کار کنم دلمو با نخ سوزن بدوزم؟ الان مثلا" وب داده پری و بسوزونه! بابا لنگ دراز! پری و همینجوری خدا زده...توام بسوزون...عیب نداره! خدا سوزونده همینجوری مارو...توام بسوزونم! من تو چه فکری ام....تو ، تو چه فکری! باشه...بفروش! دلم بدجور گرفته! زیزیگولو ام مث که با احسان دوباره آشتی کرده...نمیدونم! بیخیال پری! بیخیال باش خوب؟ مگه قرار نبود دلت تنگ نشه؟ مگه قرار نبود گریه نکنی؟ پس چرا الان داری زار میزنی؟ محکم باش!! اولین عشقم بودی نمیدونم چه گناهی کردم، چه هیزمِ تری بهت فروختم که الان اینو باید بشنوم: "از هر دست بدی از همون دستم میگیری.... اینو تو نظرات بهم گفتن! بابا تو که نمیخونی! ولی تو بیا جوابِ همه اینارو بده! بگو پری بهت خیانت کرد؟ بهت بدی کرد؟ نامرد بود؟ پست بود؟ آهن پرست بود؟ لاشی بود؟ با 100 نفر بود؟ دوست نداشت؟ عاشقت نبود؟ چه خطایی کردم که باید چوبِ اشتباهمو بخورم؟ بابا دیدی چه راحت از دستم درآوردنت؟ بابا اگه دی شب حالِ پری تو میدیدی فکر نمیکنم بازم میذاشتی بری! بابا لنگ دراز میدونم انقدر تُخس و قُد هستی که امکان نداره برگردی! ولی منم نمیخوام اینبار برگردم.... اینبار خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر کنی بهم بر خورده! به چی فروختیم؟ من گند...من گه...من آشغال...من آدمِ پست! باشه! ولی درست نبود به خدا! رسمش نبود اینجوری بفروشی منو! اگه ارزشتو نداشتم لاقل...لاقل میگفتی پری برو تو به دردِ من نمیخوری! میگفتی پری تو ارزشِ منو نداری! بی شرف بودم اگه نمیرفتم! ولی این حقم نبود! به خدا این حقم نبود! پی نوشت: فک کن بابا لنگ دراز! به همه حرفام فکر کن!!! میترسم! از تخس بودنِ تو...از این تصمیمِ خودم که فکر نمیکنم ازش بگذرم! میترسم نه من بیام سراغت...توام که مغروری عمرا" اگه برگردی! میترسم آخرین حرفات همونایی باشه که گفتی! " اَه...برو بابا...بگم به تو چه قانع میشی؟ برو به سلامت...بای!! " میترسم همه اینا آخرش بشه! میترسم! بابا لنگ دراز میدونی الان همه راجع به من چی فکر میکنن؟؟ همه فکر میکنن من قاتلم یا جانی ام! یا چه میدونم چه خطای بزرگی تو زندگیم کردم که تو با من اینجوری میکنی! همینجا از همین استیج اعلام میکنم، بنده هیچ خصومت دشمنی، خیانت، ناسازگاری، عدم تمکین، برای بابا لنگ دراز نداشتم! البته یه طرفه ام نمیشه به قاضی رفت! اینارو بابا لنگ دراز خودش باید اظهار کنه! الان من همش دارم نق میزنم بابا اینکارو کرد بابا اون کارو کرد! اون که نیومده قر بزنه شوماها ببینین من چی کارا کردم! با همه این حرفا! من همیشه سعی کردم به همه سازای بابا لنگ دراز از جمله بندری ، تانگو، هیپ هاپ، ترکی، عربی، فارسی،تکنو و ... برقصم! هر چی گفت با اینکه بابِ میلمم نبود ولی چشم گفتم! واسم مهم حرفِ دیگران و خراب شدن آیندم نبود! مهم واسم حرفِ بابا لنگ درازم بود! خوب نمیدونم! شاید با این همه من لیاقتِ شو نداشتم! ولی اینو نمیتونستم قبول کنم که فروخته شم به کسی که چن ساله حالا بابا میشناسدش! حالا شاید اگه طرف کسی بود که بابا لنگ دراز عاشقش بوده خیلی راحت میگفتم باشه! دوسش داره که حتما" منو بهش فروخت دیگه! ولی فکر نمیکنم به قولِ بابا لنگ دراز "نیلو" کسی بوده که بابا لنگ دراز عاشقش بوده و دوسش داشته بوده! از این سوختنم میگیره که منو به اون فروخت! واسش مهم بود که نیلو رو 3 4 ساله میشناسه ولی مهم نبود نفسِ پری به نفسش بنده و شبا باید تا صب گریه کنه به خاطرِ اینکه مفت فروختیش! ولی اینبار مقصر تو بودی! چشام و بستم! رو همه چیز این دفعه! خیلی چیزا ازت شنیدم که اگه همچین چیزایی تو از من میشنیدی حتی اسمم دیگه نمی آوردی! یادم نرفته هنوز به خاطرِ اون اَن آقا چجوری بهم گفتی کسی که شباش و با با یه پسر دیگه لاس میزنه به دردِ من نمیخوره! هه! تو منو فش میدادی که چرا یه پسر شمارمو داشت! ولی تو به عنوانِ حل کردنِ مشکلِ اون المیراِ هم شماره هاتو بهش میدادی! هم بهش از همه خانوادت گفتی! هم شب تا صبح باهاش می چتیدی! بهش وب میدادی! باهاش میحرفیدی! تو موقعی که من اجازه نداشتم حتی بهت بزنگم! چون یا ریجکت میشدم یا بهم میگفتی جایی ام نمیتون به حرفم! آره همه اینارو قورت دادم! به رو خودم نیاوردم! چون اگه همه اینا جایِ منو تو بر عکس بود تو منو جن ده خطاب میکردی و... اینارو گفتم چون یکی گفت مگه تو چیکار کردی که اینجوری با خودت میکنی! همه فک میکنن من خطا کردم! همه فک میکنن من آدمِ لاشی بودم که تو منو ول کردی! من سعی میکردم اینارو نبینم! چون دوسِت داشتم! هیچ کدومو باور نکردم! همه حرفایی که پشتت زدن! هیچ کدومو! ولی اینو دیگه علنا" منو فروختی ! اونم مفت! چه میدونم حتما" انقدر بی ارزش بودم! حتما" این پرشین بلاگم با ما چپ افتاده! بی تربیت! تف!! اونروز منو زیزیگولو با هم رفتیم ژوانی پاستا خوردیم!! بعدشم کلی حال داد! بابا لنگ دراز که نیست! اصن خیلی خوش گذشت! بابا لنگ دراز ببخشید من خیلی بی تربیت شدم! خیلی دخترِ بدی ام! اصن دیگه تو منو دوس نداری! نمیدونم ها1 ولی اینبار اصن نمیتونم خودمو تنبیه کنم! چون اینبار تو منو مفت فروختی و رفتی! چند فروختی منو هااان؟؟؟ خلاصه که فک کنم سنتِ 4 ماه 4 ماتو داری انجام میدی... پارسال تولدت رفتی! 3فروردین برگشتی! خرداد ماه رفتی شهریور به زور برگشتی! الانم که آبان سر تولدت رفتی احتمالا عید میای یه off تبریکِ عید میزاری دیگه! ای بابا! بی چاره پری "" هنوز میپرستمت....هنوز ماهِ من تویی....هنوز مومنم ببینم! تنها گناهِ من تویــــــــــــــــــــــــــی! "" ای بابا....بابا لنگ دراز که نیست! نمیاد بخونه که من واسه کی مینویسم؟ از سه شنبه شب تا الان که شنبه صب باشه....همش تو فکرت بودم... قول دادم زیاد گریه نکنم! بد بختی ینی اس ام اس ات به جای sent بره تو فولدرِ Draft آره همینه! آی مردم....به بابا لنگ درازِ من حسودی نکنین! همین حسادتاتون بابا مو ازم گرفت! من تا حالا ندیدم کسی رفتن و بلد باشه بعد بمونه! با تو بودم بابا لنگ دراز! دیشبم که تا صبح خوابیدن سرش گرد بود! خدا رو شکر از وقتی ام این مامان بزرگِ ما اومده خونمون دیگه من یادم نمیاد تو این 2 3 هفته تو اتاقِ خودم خوابیده باشم:( دلم واسه تختم تنگ شده! چقدر آخه من طفلکیم! شبا باید برم رو مبل بخوابم! البته پتو و بالشِ خودمو میبرم! چون اگه بالشِ خودم نباشه که من نوموخابم که! یوهو همه چیم و گرفتن ازم! بد بختی اتاقِمونم دیگه مالِ خودمون نیست!! اَه اَه اَه!!! امروز وقتی با مونا و زیزیگولو رفتیم بیرون حس کردم چقدر تورو کم دارم! آره شاید با تو بودن لیاقت میخواست، که من نداشتم بابا لنگ دراز:( آره تو حقته با هر کی دوس داری رابطه داشته باشی:( من خیلی خودخواهم که تورو واسه خودم میخواستم... من بابا لنگ دراز و فقط واسه خودم میخواستم.. حسود بودم...دیدی حتی به باباتم حسودی کردم بابا لنگ دراز! به هر کسی که فک میکردم شاید ممکنه تورو از دستم در بیاره حساس میشدم... خیلی خوب...بسه پری...تو قول دادی گریه نکنی...قول دادی دختر مگه نه؟ ولی بابا هر وقت یادم میوفته که تو فروختی منو به ... آره بابا لنگ دراز...من بزرگترین اشتباهِ زندگی ِ تو بودم... ولی من تورو واسه همیشه همیشه میخواستم! نمی خواستم بابا لنگ درازم و کسی از دستم در بیاره! آره دیگه بابا لنگ دراز راحت باش! پری نیست بهت گیر بده! اعصابتو خورد کنه... کس شعر بگه تو عصبانی شی:( فقط پری میاد اینجا زر میزنه خالی میشه میره! یه حسی از تو در من هست که میدونم تورو دارم:( واسه بر گشتنت هر شب درارو باز میذارم بابا دارم دیوونه میشم...بابا فردا یه هفته از تولدت میگذره... بابا امشب رفته بودم توچال....مونا و زیزیگولو عقب بودن من جلو میدوییدم! یه جا رسیدم هیشکی نبود! تنهاِ تنها شدم! خوف برم داشت! تاریکِ تاریک بود...گریه میکردم...بلند بلند گریه میگردم...منی که همیشه به قولِ زیزیگولو سایلنت بودم هق هق میکردم... بابا تنهایی خیلی بده خیلی بابا تو که میدونستی پری بی تو میمیره! تو که میدونستی پری دوونته! تو که میدونستی پری بی تو دووم نمیاره! این رسمِش بود؟ نه جونِ من؟ این درست بود؟ یکی که از راه رسید پری تو ول کنی بری؟ مگه قرار نبود تا تهِ تهِش باهام بمونی؟ مگه قرار نبود هر جا رفتم تور وم ببرم پیشِ خودم تا از نبودت دق نکنم:( بابا لنگ دراز ببین تو این دو شبه چقد گریه کردم آخه تا آدم یکی و ببینه همه رو همه چیز و باید فراموش کنه بی انصاف؟ بابا لنگ دراز من بدونِ تو دق میکنم! نمگه بهم نمیگفتی تو دیوونه ای؟ تو که میدونستی من دیوونتم، دِ لامصب چرا رفتی دیوونت خل شه؟ هان؟ ن که از تو چیزی نخواستم:( فقط خواستم مالِ خودم بمونی همین! تو قول دادی.... نباید اینجوری میشد...


میخوام یه موضوعی رو دوستانه - خواهرانه بهت بگم امیدوارم ناراحت نشی عزیزم .
وقتی خانم ها از واژه های زشت استفاده میکنند فقط از جذابیت خودشون کم میکنند .
امیدوارم ناراحتت نکرده باشم گلم ![]()
دیگه همه چی تموم شد! این روزا پری حتا حالش از خودشم بهم میخوره 
دعا کنین بابا لنگم برگرده






ینی این بابا لنگ دراز دقیقا از همین هربه استفاده میکنه برای سوزوندنِ مقعدِ مکرمه من یحتمل!
زیزیگولو ام هر روز یه لقب میندازه رو ما! الانم که یکی از جگران اومده مارو با نامِ بی شرف خطاب میکنه!



(کس نگو حاجی ه خودمون )
خواسم گفته باشم دیگه من موچینم نیس!







آره اونا خوبن پری بده!



نگام میکردی! یا میگفتی خفه به تو ربطی نداره!یا میگفتی بای!


بابا میخوام الان بهت اس ام اس بدم!


بگیری جرش بدی!













منم دوسمت دالم جوجویی
راستی شمارهً عکست 2041 بودا
خوب دیگه!







توام لابد شیطونی کردی که عشقت پریده![]()
آخه عشقه من میگه هر کار کنی سرت میاد "






نباید
| Design By : Night Skin |

